اشوزرتشت از راه خرد، با انديشهي نيك، اهورامزدا را شناخت و از راه خرد، مردم را به همكاري و همگامي با اهورامزدا، فراخواند، همگامي با قانون «اشا» و هنجاري كه اهورامزدا آفريد:
اينك سخن ميدارم، براي شما اي خواستاران، و براي شما اي دانايان، از دو نهادهي بزرگ. و ميستايم اهورا و انديشهي نيك را، و دانش نيك و آيين راستي را، تا فروغ و روشنايي را دريابيد، و به رسايي و شادماني برسيد.(يسنا، سرودهي ٣٠،بند ١)
زَرتُشت یا زَردُشت پیامبر ایران باستان بود که مزدیسنا را بنیان گذاشت1 وی همچنین سراینده گات ها، کهنترین بخش اوستا میباشد.2 زرتشت را گاهی یک مصلح اجتماعی یا یک معلم اخلاقگرا نیز عنوان کردهاند. زمان و محل دقیق تولد وی مشخص نیست اما گمانهزنیها و اسناد، زمانی بین ۶۰۰۰ تا ۶۰۰ سال پیش از میلاد مسیح را برای او حدس زدهاند و زادگاه وی را به مناطق مختلفی مانند ری،آذربایجان،خوارزم وسیستان نسبت دادهاند.3 تعلمیات زرتشت بعدها با باورهای بومی ایرانیان ترکیب شد و آئین مزدیسنای کنونی که نزدیک به پنج سده دین رسمی ایران نیز بودهاست، را پدید آورد. نام زرتشت در فهرست یکصد نفرهٔ انسانهای تاثیرگذار تاریخ که توسط مایکل هارت تنظیم شدهاست، قرار دارد.4 دین زرتشت امروزه حدود ۲۰۰ هزار تن پیرو در ایران، هند و برخی نقاط دیگر جهان دارد.5
شایان ذکر است زرتشتیان در سالگرد درگذشت اشو زرتشت پیراهن سیاه نمی پوشند و گریه عزاداری نمی کنند
بلکه با حضور در آدریان (نیایشگاه) به صحبت های موبدان (روحانیون ) زرتشتی گوش می دهند و لباس سفید به تن می کنند
سیاهی و غم و اندوه در اندیشه های زرتشت جایی ندارد زرتشت شاد بودن را راهی برای نیایش با خداوند می دانند
جشن های ماهیانه زرتشتیان از ای موضوع حکایت می کنند
رابطه زرتشتیان و آتش پرستي چيست ؟آیا زرتشتیان آتش پرستند ؟
زرتشت از دیدگاه اسلام
جایگاه گاتها، سخنان زرتشت، در اوستا
هر آنچه که هر ایرانی می بایست از زرتشت و آیینش بداند
برای خواندن متن کامل لطفا به ادامه ی مطلب بروید
2. رابطه زرتشتیان و آتش پرستي چيست ؟
1738 سال پيش ازمیلاد، اشوزرتشت از روی شناخت کامل، پايه دين خود را بر يكتاپرستي استواركرد و نماز را نياز بشـر و تنها سزاوار اهورا مزدا(داناي بزرگ هستيبخش) دانست. البته نور و آتش در همه مذهبها، نشانه انوار الهي و نمادپروردگار به شمار ميآيد. در تورات موسي(ع) يهوه(خداي يهود) درزبانههاي آتش دركوه طور بر پيامبر نمایان ميشود. در انجيل كتاب آسماني حضرت عيسي(ع) آمده كه خداوند نور مطلق است و ظلمت و تيرگي در او راه ندارد. درقرآن كريم نيز در سوره نور آيه 35،«الله نورالسموات والارض» شناخته شده است. اوستا نيز خداوند را«شیدان شيد»که همان مفهوم نورالانوار را دارد، دانسته و در همه ذرات هستی درتجلي ميبيند و براساس اين باور، پرستشسو(قبله)ی زرتشتيان«نـور» قرارداده شده است .
سال پيش ازمیلاد، اشوزرتشت از روی شناخت کامل، پايه دين خود را بر يكتاپرستي استواركرد و نماز را نياز بشـر و تنها سزاوار اهورا مزدا(داناي بزرگ هستيبخش) دانست. البته نور و آتش در همه مذهبها، نشانه انوار الهي و نمادپروردگار به شمار ميآيد. در تورات موسي(ع) يهوه(خداي يهود) درزبانههاي آتش دركوه طور بر پيامبر نمایان ميشود. در انجيل كتاب آسماني حضرت عيسي(ع) آمده كه خداوند نور مطلق است و ظلمت و تيرگي در او راه ندارد. درقرآن كريم نيز در سوره نور آيه 35،«الله نورالسموات والارض» شناخته شده است. اوستا نيز خداوند را«شیدان شيد»که همان مفهوم نورالانوار را دارد، دانسته و در همه ذرات هستی درتجلي ميبيند و براساس اين باور، پرستشسو(قبله)ی زرتشتيان«نـور» قرارداده شده است .
زرتشتيان در شبانهروز پنج بار با تني پاك و رواني آماده رو بسوي نور، بامداد رو به خاور و پسين رو به باختر و شبها در برابر ماه يا آتشي روشن يا شمعي يا چراغي فروزان ميايستند و اهورامزدا را نماز میگذارند.
آتش درمذهب زرتشت نماد«اشه»(عشق وراستي وپاکی) است، چراكه آتش تنها ماده ايست كه آلودگی را به خود نميگيرد و هميشه و درهمهحال به سوي بالا ميرود و ماهيت اصلي خود را حفظ ميكند و خود ميسوزد و دیگران را گرما و نـور ميبخشد. مردمان اشون يا راستيجو، نيز همانند آتش آتشكده درهمهحال يكسان و يكرنگ بوده، پلیدیهاو دروغ را با دانش خویش و عشق به اهورامزدا میسوزانند و نور و شادي وگرما وانرژي به جامعه ميبخشند. در عرفان ایرانی نیز عشق به آتش تشبیه شده است.
مهارآتش و چگونگي استفاده بهينه از آن يكي ازبرترین كشفيات بشر بود،كه به تمدن و پيشرفت انسان شتابی افسانهاي بخشيد. آرياييها، در مناطق شمالي ايران و جنوب روسيه كه بسيار سرد بود و زمستان درازی داشت، زندگي مي كردند و آيين بیشتر مردم طبيعتپرستي بود و به آتش براي روشنايي و گرم كردن خانه و كاشانه و پختن غذا و غيره بسیار نيازمند بودند و چون كبريت نيز وجود نداشت و فراهم كردن آتش بسيار سخت و وقتگيربود، آتش را در جایی بنام آتشكده هميشه روشن نگاه ميداشتند. اشوزرتشت پس از برگزیده شدن به پيامبری، وجود اين جایگاه را بسيار لازم وزندگیبخش تشخيص داد و با اضافهكردن آتش آتشكده با آتش 16 طبقه اجتماع(آهنگر و مسگر و نانوا و غيره) مفاهيمي مینوي به آن بخشيد و به صورت پرچـمي مقدس براي زرتشتيان درآورد. که تا امروز نیز این چنین است و زرتشتیان آتش موجود درآتشكده را نماد موجوديت خود يا پرچم و درفش دين زرتشتی با چندين هزار سال هويت ديني و فرهنگي خود ميدانند كه به وسيله موبد آتشبند(آترونAtravan ) همواره روشن نگاه داشته می شود. نام اصلی آتشكدهها، آدریان(Adoryan) است که آتش ورهرام یا بهرام و دربمهر نیزگفته میشود و همواره در طول تاریخ شامل مجتمع ديني و آموزشي و فرهنگي نيز بوده است.
پرستش سو(قبله): جهتي است كه پيروان هر مذهبي در سرتاسر جهان درهنگام نماز، هـمواره رو به آن سو به پرستش خدا ميایستند. آتش هرگز پرستشسو (قبله) زرتشتیان نبوده است. و بهدینان تنها در داخل آتشكده، رو به آتش مقدس که حالت پرچم دارد، میایستند و به ستایش خدا میپردازند. حتي همسايگان آتشكده نيز رو بهسوي آتشكده نماز نمیگزارند، وهيچ بهديني از ديگر زرتشتيان نميپرسدكه آدريان شهر در كدام جهت است تا قبله سوي خود قرار دهد. بلكه هميشه در هنگام نماز رو به سوي نورايستاده واهورامزدا را پرستش میکنند.
در بین هرملتی نمادهایی وجود دارد که به خاطر بار مینوی که دربردارد، ستوده میشود. کعبه، که در مکه معظمه قرار دارد، برای مسلمانان، مهر تهیه شده ازخاک کربلا برای شیعیان جهان، صلیب برای عیسویان، ستاره داوود برای یهودیان وآتش موجود در آتشکده؛ هرکدام بار مینوی و مفاهیمی بس ژرف دارند که برای پیروان آن کیش وآيین ستودنی است و اگر به درستی درک نشود ممکنست موجب داوری اشتباه شود. فردوسی بزرگ این مهم رادرک کرده و در شاهنامه میفرماید: بدانگاه بد آتش خوب رنگ - چو مر تازیان را مهراب سنگ
مپندار که آتش پرستان بدند - پرستنده پاک یزدان بدند
همه جهانیان آتش را دوست داشته و درآغاز پرستش خداي خود، مایل هستندكه شمعي را روشن كرده و به ستايش خدا بپردازند. آتش المپيك هميشه روشن نگاه داشته ميشود و همهساله با شكوهي بسيار در محل برگزاري المپيك برافراشته ميشود. مراسم آتشافروزي و چراغاني و آتش بازي به هر بهانه شادي برانگيز، در سرتاسر گیتی مرسوم و شادیافزا است.
آتش موجود درآتشكدههای یزد و تهران و اصفهان از آتش آتشکده کاریان شیراز آورده شده و هرساله با آتش 16طبقه اجتماع بزرگ (به زبان دري «مَس») ممزوج شده است.
همیشه آتشکدهها ساده و بدون زرق و برق ساخته ميشده است. سرستونها و زوارههاي سنگي آتشكده يزد با نقوشي برجسته و زيبا كار هنرمندان سنگ تراش اصفهاني بوده و از معماري آتشكدههاي پارسيان هند الهام گرفته است.
بايد کوشش کرد تا با شناخت درست باورها در مورد ديني داوری کرد.كاش از این همه افترا زدن به یکدیگر دست برداریم و به همبستگی بيندیشیم، به ویژه امروزه که ابرقدرت ها به دنبال ازبین بردن فرهنگ و تمدن ایرانیان هستند.
جایگاه گاتها، سخنان زرتشت، در اوستا
قدیمترین و مقدسترین قسمت اوستا کتاب دینی زرتشتیان ، گات ها میباشد. از زمانهای بسیار قدیم گات ها را سخنان و اشعار خود زرتشت میدانستند.35 اوستایی که اکنون در دست است تنها یک چهارم کتابی است که در دورهٔ ساسانیان وجود داشتهاست.36 اوستا در شکل کنونی خود شامل پنج بخش است. بخشهای اوستا عبارتند از :
یسنا به معنی پرستش و نیایش است و مهمترین قسمت اوستاست. سخنان زرتشت موسوم به گات ها ، در آن گنجانده شدهاست. کلاً شامل ۷۲ فصل یا هات است.37
ویسپرد شباهت تامی به یسنا دارد و همراه آن در مراسم دینی خواندهمیشود.38
یشت ها از برای ستایش پروردگار و نیایش امشاسپندان و فرشتگان و ایزدان است. از نظر قدمت زبانی احتمالاً چند سده با عهد گات ها اختلاف زمانی دارد.39. 40 یشتها گروهی از متنهای کهن هستند که از راه تلفیق در گنجینهٔ آیین زرتشتی گنجانده شدهاند.41
وندیداد به معنی قانون است. این بخش شامل بسیاری از قوانین مذهبی و احکام دینی زرتشتیان میشود. تألیف آن معمولاً به پس از دورهٔ هخامنشی نسبت دادهمیشود.42 زبان و سبک و انشاء وندادید با این فرض که همهٔ کتاب از دورهٔ اول اشکانیاست، کاملاً سازگار است.43
خرده اوستا به معنی اوستای کوچک است. برای شرح نماز، ادعیه، روزهای متبرک ماه و اعیاد مذهبی سال و سایر مراسم مثل سدره پوشی و کشتی بستن کودکان، عروسی، سوگواری و غیره درست شدهاست. این قسمت از اوستا در زمان شاپور دوم شاه ساسانی بین سالهای 310 تا 379 و توسط آذربد مهر اسپند تالیف شدهاست.44
اهمیت گاتها در شناخت آئین زرتشت
گات ها کهنترین اثری است که از روزگاران پیشین برای ایران باقی ماندهاست و از حیث صرف و نحو و زبان و تعبیر و فکر با سایر قسمتهای اوستا فرق دارد. قطعاتی که دلیل سخنگوئی خود زرتشت است، در گاتها بسیار دیده میشود. چنان که در شش تا از گات ها سراینده به عنوان اول شخص از خود یاد میکند.45 به دلیل تصرفاتی که به خصوص در دورهٔ ساسانی، در آئین زرتشت، کردهاند، گاتها منبع بسیار معتبری برای شناخت عقاید اصلی زرتشت به شمار میرود.46 فصلهای یسنا، هات نامیده میشوند. کل گاتها ۱۷ هات است و شامل ۲۳۸ بند و ۸۹۶ بیت و ۵۵۶۰ کلمه است. گاتها منظوم است و از جهت وزن شعر و تعداد مصراعها در هر بند، به ۵ بخش به شرح زیر تقسیم شدهاست.
آئین زرتشت از ورای گاتها
آنچه از واژه ها و جملات گات ها بر میآید نشان دهندهٔ اینست که زرتشت بر ضد گروه پرودگاران آریایی یعنی آن مذهبی که ایرانیان در پرستیدن قوای طبیعت با هندوان شرکت داشتند، میباشد.49
یکتاپرستی
در گاتها اهورامزدا خدای یگانه است که جسم یا مرکب نبوده و مینوی پاک است.50 جلوههای خاص خدا امشاسپندان هستند.51 تقریباً دویست بار در گاتها به کلمهٔ مزدا یا ترکیب از این واژه بر میخوریم. زرتشت جز از اهورامزدا خدای دیگری نمیشناسد. زرتشت از گروه پروردگاران پیشین رو گردان است. تمام عظمت و جبروت مختص اهورامزدا است. اوست آفرینندهٔ یکتا و خداوند توانا. در گاتها (هات۴۴) زرتشت با یک زبان شاعرانه در توحید و اقتدار خداوند گوید:
از تو میپرسم ای اهورامزدا کیست پدر راستی؟ کیست نخستین کسی که راه سیر خورشید و ستاره بنمود؟ از کیست که ماه گهی تهی است و گهی پر؟ کیست که به باد و ابر تندروی آموخت؟ کیست آفرینندهٔ روشنایی سودبخش و تاریکی؟ که خواب و بیداری آورد؟ کیست که بامداد و نیمروز و شب قرار داد و دینداران را به ادای فریضه گماشت؟ کیست آفرینندهٔ فرشتهٔ مهر و محبت؟ کیست که از روی دانش و خرد احترام پدر در دل پسر نهاد.52
پس از این پرسشها زرتشت خود در پاسخ گوید:
من میکوشم ای اهورامزدا تو را که به توسط خرد مقدس، آفریدگار کلی، به درستی بشناسم.53
دوگانگی خرد انسان
در گاتها از منازعات اهورامزدا و اهریمن و جنگ و ستیز دائمی مابین این دو که مایهٔ آنهمه بحث و مجادله گردید هیچ سخنی نرفتهاست. زرتشت اهورامزدا را سرچشمهٔ آفرینش میداند و در مقابل او، آفریدگار و یا فاعل شری وجود ندارد.انگره مینو و یا خرد خبیث که بعدها به مرور ایام تبدیل به اهریمن گردید و زشتیهای جهان از قبلِ اوست در مقابل اهورامزدا نیست بلکه در مقابل سپنت مینو یا خرد مقدس است.54 در گاتها هات ۳۰ قطعهٔ سوم آمدهاست.
آن دو گوهر همزادی که در آغاز در عالم تصور ظهور نمودند یکی از آنان نیکی است در اندیشه و گفتار و کردار و دیگری بدی (در اندیشه و گفتار و کردار) از میان این دو مرد دانا باید نیک را برگزیند نه زشت را.55
همچنین در گاتها هات ۴۵ قطعهٔ دوم آمدهاست.
من میخواهم سخن بدارم از آن دو گوهری که در آغاز زندگانی وجود داشتند، از آن چه آن (گوهر) خرد مقدس سپنت مینو، به آن (گوهر) خرد خبیث انگره مینو گفت، اندیشه، آموزش، خرد، آرزو، گفتار، کردار، زندگانی و روان ما با هم، یگانه و یکسان نیست.56
زرتشت مسئلهٔ نیکی و بدی را از دیدگاه فلسفی بدین صورت بیان میکند که خلقت جهان توسط خداوند انجام مییابد اما دو مینوی یا دو اصل وجود دارند که از خواص ذهن آدمی هستند. او میگوید این دو بنیاد زادهٔ اندیشهٔ آدمی هستند و هریک بر اندیشه و گفتار و کردار انسان اثرگذار هستند.57 این دو گوهر در سرشت آدمی وجود دارند و قضاوت دربارهٔ خوب و بد از این دو گوهر غیرمادی سرچشمه میگیرد. این ثنویت و دوگانگی در اخلاق و منش آدمی در مذاهب و مکتبهای فلسفی دیگر نیز وجود دارند، مانند نفس اعلی و نفس اماره، نفس انسانی و نفس بهیمی و همچنین نامهای دیگر.58
اختیار انسان
در مقابل این دو قوه تکلیف انسان در دنیا چیست؟ زرتشت در گاتها در هات ۳۰ گوید «مرد دانا باید خود برابر گزیند.»59 آدمی به موجب سرودهای زرتشت آزاد است و اختیار گزینش دارد. زرتشت در در گاتها در هات ۳۰ قطعه ۲ میگوید
به سخنان مهین گوش فرا دهید. با اندیشهٔ روشن به آن بنگرید میان این دو آئین (دروغ و راستی) خود تمیز دهید. پیش از آنکه روز واپسین فرا رسد، هر کسی به شخصه دین خود اختیار کند. بشود که در سرانجام کامروا گردیم.60
ارجگذاری زندگی در این جهان
زرتشت به زندگانی دنیوی بیاعتنا نیست و درویشی در آن راهی ندارد. زرتشت رسالت خود را فقط مذهبی و معنوی نمیداند و در ترقی امور اقتصادی و بهبود زندگانی مادی نیز کوشاست. بخصوص زرتشت به آباد کردن زمین و کشاورزی اهمیت زیادی دادهاست. زرتشت در سخنان خویش خطاب به کشاورزان میگوید که کشور خداپرست کی گشتاسب باید از نیروی آنان برتری به همرساند و سرمشق دیگران گردد. در هات ۳۴ گاتها بند ۱۴ آمدهاست
آری ای مزدا از پاداش گرانبهای تو در همین جهان کسی بهرهمند شود که در کار و کوشش است.61
اساس دین زرتشت
پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک از خصایص آئین زرتشتی است. در سراسر گاتها این سه کلمه بارها تکرار شدهاست. در هات ۵۱ گاتها بند ۲۱ آمدهاست
از پرتو پارسائی به مقام تقدس رسند چنین کسی از پندار و گفتار و کردار نیک و ایمان خویش به راستی ملحق گردد. اهورامزدا به میانجی وهومن (مظهر اندیشه نیک و خرد و دانایی خداوند) به چنین کسی کشور جاودانی ارزانی دارد. مرا نیز چنین پاداش نیکی آرزوست.62
همچنین انسان باید در فتح راستی و شکست دروغ بکوشد.63 در هات ۳۰ گاتها بند ۸ آمدهاست
کشور جاودانی (بهشت) از آن کسی است خواهد بود که در زندگانی خویش با دروغ بجنگد و آن را در بند نموده، به دست راستی بسپرد.64
آیین پرستش و مراسم دینی
در گاتها به هیچ روی از آیینهای دین و مراسم پرستش و آداب قربانی و اعیاد گفتوگو نیست. زرتشت اعمال قربانی و بادهنوشیهای دینی و بکار بردن هوم را با سختی و قاطعیت مردود دانستهاست.65 پلوتارک مورخ یونانی نوشته است زرتشت ایرانیان را در عبادت اهورامزدا فقط به فدیه معنوی که نیایش و سپاسگزاری باشد موعظه نمود.66
عنوان کاهنان و پیشوایان مذهبی پیش از زرتشت کرپان بود که مراسم و نیرنگها و مناسک دینی را که بسیار پیچیده بود، برای مردم انجام میدادند و علاوه بر دستمزدهای کلان، قدرت فوقالعادهای داشتند.67 هوم نوشابهٔ سکرآوری بود که در این نیایشهای مذهبی مینوشیدند، مرگزدائی صفت آن بود و پیداست که هوم را نیز بسان ایزدان و فرشتگان به یاری میخواندند.68
در هات ۳۲ گاتها بند ۱۲ و ۱۴ آمدهاست
نفرین تو باد ای مزدا به کسانی که با فریاد شادمانی گاو قربانی میکنند.69
همچنین در منع مسکرات در مراسم مذهبی در هات ۴۸ گاتها بند ۱۰ آمدهاست
کی ای مزدا شُرَفا به رسالت نیک پی خواهند برد؟ کی این مشروب سکرآوردنده و کثیف را خواهی برانداخت؟ از آن چیزی که کرپان های زشت کردار و شهریاران بدرفتار، به عمد ممالک را میفریبند.70
سنجش اعمال در روز رستاخیز
مزدا پس از سر آمدن زندگانی در روز واپسین در کشور جاودانی خود، آنچه نیک و نیکتر است به آن کسی بخشد که خوشنودی او را بجای آورد، همچنین زشتکردار را که از او نافرمانبرداری نمود، به سزا رساند.71
همچنین در در هات۴۶ گاتها بند ۱۰ و ۱۱، هات ۵۰ بند ۴ و هات ۵۱ بند ۱۳، از پل چینود ذکر رفتهاست.
این چنین این نفس دروغپرست، پاداش یقینی هدایتشدگان راه راست را، از خود دور نمود. روانش در سر پل چینود هنگام حساب واپسین در بیم و هراس خواهد بود، برای آنکه از کردار و گفتار خویش از راه راست دور افتاد.72
کرپان ها و کوی ها (کاهنان مذهبی و رهبران سیاسی مخالف زرتشت) به واسطهٔ تسلط خویش، مردم را به سوی اعمال زشت دلالت کنند تا آنکه حیات جاودانی آخرت آنان را تباه نمایند. روان و وجدان آنان وقتی که به نزدیک پا چینود رسد، در بیم و هراس خواهد افتاد. آنان جاودیدان در خانهٔ دروغ (دوزخ) بمانند.73
ازدواج
در گاتها، هات ۵۳، پند زرتشت به دخترش پوروچیستا هنگام ازدواج با جاماسب وزیر دوران کی گشتاسپ چنین آمدهاست.74
اینک تو ای پوروچیستا ، جوانترین دختر زرتشت، من از روی پاکی و راستی و نیک منشی، جاماسپ را که از راستکرداران و پشتیبانان آیین راستی است، جهت تو برگزیدهام. پس اکنون برو و در این باب بیندیش و خردت را راهنما قرار داده و پس از موافقت به اجرای مراسم مقدس ازدواج پرداز.75
چگونگی ازدواج به موجب عقاید نخستین و صدر آیین زرتشتی، با آن چه بعدها به زرتشت نسبت دادند، سازگاری و هماهنگی ندارد. در زمان ساسانیان اصرار میشد که ازدواج میان خویشاوندان، از ضروریات دین و از تعالیم زرتشت است، برخلاف این نظر نه خود زرتشت و نه فرزندان و پیروانش به چنین اصلی عمل نکردند. بعید و بلکه محال است که زرتشت دربارهٔ ازدواج با خویشان و اقوام دستور دهد و در همان حال خود و پیروانش برخلاف آن عمل کنند. چنانکه از گفتهٔ هرودوت بر میآید قبل از فتح مصر توسط کمبوجیه چنین قانونی که نکاح با خواهر را تجویز کردهباشد، در ایران وجود نداشتهاست.76 هرودوت دربارهٔ ازدواج کمبوجیه و خواهرش مینویسد:
با آنکه در هیچ دوره و زمانی در پارس سابقه نداشت، برادر با خواهر وصلت کند، باوجود این کمبوجیه به این خیال افتاد که برخلاف شرع و آئین قومی خویش، با خواهر خود ازدواج کند. پس قضات شاهی را احضار کرد و پرسید «آیا در پارس قانونی هست که اگر وی بخواهد ازدواج بین خواهر و برادر را مجاز سازد؟» داوران شاهی هر چند نتوانسته بودند، قانونی پیدا کنند که چنین امری را تجویز کند ولی قانونی یافتند که به پادشاه ایران اختیار میداد، به آنچه دلخواه اوست، رفتار کند. بدین ترتیب قضات در اثر بیمی که از قهر کمبوجیه داشتند قاعدهای تازه فراهم ساخته، جان خود را از خطر رهانیدند.77
ازدواج میان محارم در برخی خاندانهای سلطنتی باستانی، برای نگهداری خون و مالکیت رایج بودهاست و عیلامیان و مصریان و تایلندی ها و غیره، این رسم را داشتهاند اما از گفتهٔ هرودوت چنین بر میآید که تا زمان کمبوجیه این رسم نزد پارسیان غریب و ناخوشایند بودهاست.78 اظهار صریح هرودوت مبنی بر نظرخواهی کمبوجیه از قضات خود قرینهٔ دیگری است مبنی بر اینکه این ازدواج امری مغایر با سنتها بودهاست زیرا در غیر اینصورت کسب نظر مشورتی با قضات ضرورتی نداشت.79شکی نیست که ایرانیها پس از پیروزی بر مصر ارتباط تامی به این ملت داشتهاند. احتمالاً از آن زمان در پیروی از مصریها بعضی از اعضای خاندان سلطنتی چنین عملی را مرتکب شده و پس از آن موبدان را تحریک و تحریض نموده که فتوا برای مشروعیت بخشیدن به آن صادر نمایند.80
زرتشت از دیدگاه اسلام
از آنجا که اسلام، صریحاً ایمان به پیامبران گذشته را همردیف به پیامبر اسلام اعلام کردهاست81، زرتشت هم یک پیامبر الهی شناخته شدهاست. چنان که در قرآن سوره ی حج آیهٔ ۱۷، زرتشتیان را مجوس نامیدهاست و در ردیف پیروان ادیان آسمانی آوردهاست.82
در قرآن کلمهٔ مجوس به عنوان یک دین ذکر شدهاست و چون از مشرکان جدا شدهاست، بسیاری این برداشت را کردهاند که در اصل دینی یکتاپرستانه بودهاست84 همچنین در برخی احادیث اسلامیاز زرتشت به عنوان پیامبر مجوس نام برده شدهاست.85 بنابر این، از دیدگاه اسلام، زرتشت پیامبری از جانب خداوند است که دارای کتاب آسمانی بودهاست.82 زرتشت نیز خود را پیامبر دانستهاست، آنجا که میگوید: «اهورامزدا، مرا برای راهنمایی در این جهان برانگیخت، و من از برای رسالت خویش، از منش پاک تعلیم یافتم.»86مسلمانان باور دارند که آموزههای اصیل زرتشت به مرور زمان دستخوش تحریف شد و توحید زرتشت به شرک تبدیل گشت، دستورات آن از خرافات و اباطیل پر شد و در مسیر سود طبقات حاکم جامعه قرار گرفت.82
- 1. ↑ فرهنگ فارسی، دکتر محمد معین، جلد پنجم، اعلام ص ۶۴۸
- 2. ↑ The Gathas («Hymns») of Zarathushtra(انگلیسی). بازدید در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۱.
- 3. ↑ بازکاوی تاریخ و آموزههای آیین زرتشت(فارسی). بازدید در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۱.
- 4. ↑ (انگلیسی) .بازدید در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۱ Religious Affiliation of History’s 100 Most Influential People
- 5. ↑ Zoroastrian Community Today Approximately 200,000 Zoroastrians live across the globe(انگلیسی). بازدید در ۳۰ ژوئن ۲۰۱۱.
- 6. ↑ دانشنامهٔ مزدیسنا، ص ۲۹
- 7. ↑ اسطورهٔ زندگی زرتشت، ص ۱۶
- 8. ↑ راهنمای دین زرتشتی، ص ۳
- 9. ↑ بندهش – فرنبغ دادگی- ترجمه مهرداد بهار – انتشارات توس
- 10. ↑ خورشیدیان. ص ۱۷.
- 11. ↑ خورشیدیان. ص ۲۷.
- 12. ↑ Zoroastrian religious calendar for the year 2009
- 13. ↑ خراسان بزرگ مهد آیین زرتشت، ص ۶۹
- 14. ↑ خراسان بزرگ مهد آیین زرتشت، ص ۶۸
- 15. ↑ شناخت اساطیر ایران، ص ۱۴
- 16. ↑ مزداپرستی در ایران قدیم، ص ۱۷
- 17. ↑ مزداپرستی در ایران قدیم، ص ۱۷
- 18. ↑ پورداود، یشتها، جلد اول، ص ۳۸۵، ۲۸۳، ۶ و جلد دوم ص ۱۹۵
- 19. ↑ اسطورهٔ زندگی زردشت، ص ۲۱
- 20. ↑ تاریخ تاجیکان، غفوروف، ص ۶۹
- 21. ↑ آبان یشت، ۱۸؛ یسنای ۹ بند ۱۳۳۸۴
- 22. ↑ وندیداد، فرگرد ۱۹: ۴، ۶ و ۴۶۳۸۴
- 23. ↑ پیامبر از یاد رفته، (ضمیمه کتاب خراسان بزرگ مهد آیین زردشت، ص ۱۳۱)۳۸۴
- 24. ↑ مری بویس، تاریخ کیش زرتشت، ج ۱، ص ۳۸۴
- 25. ↑ یسنا، هات ۲۹، بند ۸
- 26. ↑ گزیدههای زادسپرم، فصل ۹، بند ۳ به بعد
- 27. ↑ یسنای ۵۳، بند ۳؛ یشت ۱۳، بند ۱۳۹.
- 28. ↑ یشت ۱۲، بند ۹۸
- 29. ↑ خراسان مهد آیین زرتشت، صص ۱۴ و ۱۵
- 30. ↑ یشت ۱۳، بند ۹۵
- 31. ↑ خراسان مهد آیین زرتشت، صص ۱۵ و ۱۶
- 32. ↑ اسطورهٔ زندگی زردشت، ص ۲۴
- 33. ↑ اسطورهٔ زندگی زرتشت، ص ۵
- 34. ↑ اسطورهٔ زندگی زردشت، ص ۲۳ تا ۲۵
- 35. ↑ تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ص ۳۷
- 36. ↑ تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ص ۳۶
- 37. ↑ تاریخ ادبیات پیش از اسلام، ص ۴۰
- 38. ↑ تاریخ ادبیات پیش از اسلام، ص ۴۲
- 39. ↑ پورداود، یشتها، جلد اول، ص ۶
- 40. ↑ تاریخ ادبیات پیش از اسلام، ص ۴۰
- 41. ↑ دینهای ایران باستان، ص ۵۲
- 42. ↑ تاریخ ادبیات پیش از اسلام، ص ۶۲
- 43. ↑ مزداپرستی در ایران قدیم، ص ۱۳۷
- 44. ↑ گاتها، پورداوود، ص ۴۴ تا ۶۰
- 45. ↑ تاریخ ادبیات پیش از اسلام، ص ۳۷
- 46. ↑ دانشنامهٔ مزدیسنا، ص ۴۰۲
- 47. ↑ گاتها، پورداوود، ص ۶۱ تا ۶۶
- 48. ↑ تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ص ۳۷
- 49. ↑ گاتها، پورداوود، ص ۷۰
- 50. ↑ راهنمای دین زرتشتی، ص ۳۵
- 51. ↑ تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام، ص ۳۷
- 52. ↑ گاتها، پورداوود، اشتودگات ۴۴ از بند ۳ تا بند ۷ ص ۷۱
- 53. ↑ گاتها، پورداوود، ص ۷۰
- 54. ↑ گاتها، پورداوود، ص ۷۲
- 55. ↑ گاتها، پورداوود، اهنودگات ص ۱۷
- 56. ↑ گاتها، پورداوود، ص ۷۰
- 57. ↑ راهنمای دین زرتشتی، ص ۳۸
- 58. ↑ اوستا، برگردان هفت هات از گاتاها، سرودهای زرتشت، تفسیر یسنای ۳۰ بند ۳، ص ۱۷۵
- 59. ↑ گاتها، پورداوود، ص ۷۳
- 60. ↑ گاتها، پورداوود، ص ۷۳
- 61. ↑ گاتها، پورداوود، ص ۷۴
- 62. ↑ گاتها، پورداوود، وهوخشترگات، ص ۱۳۷
- 63. ↑ گاتها، پورداوود، ص ۷۶
- 64. ↑ گاتها، پورداوود، ص ۷۳
- 65. ↑ راهنمای دین زرتشتی، ص ۳۹
- 66. ↑ گاتها، پورداوود، ص ۸۰
- 67. ↑ دانشنامه مزدیسنا، ص ۳۹۰
- 68. ↑ اوستا نامه مینوی آیین زرتشت، ص ۵۰
- 69. ↑ گاتها، پورداوود، ص ۷۴
- 70. ↑ گاتها، پورداوود، سپنتمدگات، ص ۱۰۹
- 71. ↑ گاتها، پورداوود، وهوخوشترگات، هات ۵۱ بند ۶ ص ۱۲۹
- 72. ↑ گاتها، پورداوود، وهوخوشترگات، هات۵۱ بند ۱۳ ص ۱۳۳
- 73. ↑ گاتها، پورداوود، اشتودگات، هات ۵۱ بند ۱۱ ص ۹۱
- 74. ↑ راهنمای دین زرتشت، ص ۶۲
- 75. ↑ راهنمای دین زرتشت، ص ۶۳
- 76. ↑ پارسیان اهل کتابند، ص ۱۲۸
- 77. ↑ تاریخ هرودوت، ص ۲۰۵
- 78. ↑ هرودوت، قسمت توضیحات آخر کتاب، ص ۵۳۱
- 79. ↑ زناشویی با خویشاوندان بسیار نزدیک در ایران باستان، ص ۱۷۸
- 80. ↑ پارسیان اهل کتابند، ص ۱۳۰
- 81. ↑ قرآن، سورهٔ بقره آیه ۲۸۶
- 82. ↑ ۸۲٫۰ ۸۲٫۱ ۸۲٫۲ جهان در عصر بعثت، صفحهٔ ۴۰
- 83. ↑ القرآن کریم، ترجمهٔ الهی قمشهای، سورهٔ حج، آیهٔ ۱۷
- 84. ↑ قاموس قرآن، ج۶، ص: ۲۳۹
- 85. ↑ الاحتجاح ص ۳۴۶ و قصص الانبیاء جزایری باب ذکر نبی المجوس
- 86. ↑ پیامبر از یاد رفته، ص ۱۸۲
Şîroveyên Dawîn