بایگانی دسته‌ها: داستان های کلیله و دمنه

هر هفته با داستانی از کلیله و دمنه (2)

آز و مال به قلم : سورنا لطفی نیا  گويند كه در شهر نيشابور موشي به نام «زيرك» در خانه‌ي مردي زندگي مي‌كرد. زيرك درباره‌ي زندگي خود چنين مي‌گويد: «هرگاه مرد صاحب‌خانه خوراكي براي روز ديگر نگه مي‌داشت، من آن را ربوده و مي‌خوردم و مرد هرچه تلاش مي‌كرد تا مرا بگيرد، كاري از پيش [...]