چیستان های کُردی؛گنجینه هایی کهن که درآستانه نابودی است

خراسان شمالی – مورخ دوشنبه 1390/01/15 شماره انتشار 17801
نويسنده: مرتضوی

فرهنگ شفاهي، تاريخ و فرهنگ نانوشته مردمي است که طي هزاران سال سينه به سينه به نسل بعدي منتقل شده است. خراسان شمالي نيز به دليل برخورداري از وجود اقوام مختلفي همچون کرد، ترک، فارس، ترکمن و تات بخش عظيمي از اين فرهنگ شفاهي را در خود جاي داده است. در اين ميان چيستان هاي کردي که پيشينه اي به بلنداي تاريخ اين قوم دارد و ابزاري براي تفکر، خلاقيت بخشي و نگاه دقيق به هستي و محيط پيرامون بوده به عنوان بخشي از فرهنگ شفاهي و پشتوانه غني فرهنگ يک قوم نيازمند توجه است.

در اين گزارش به بررسي وضعيت چيستان هاي کردي به عنوان بخشي از ادبيات شفاهي قوم کرد و کارکردها و ضرورت حفظ اين ميراث فرهنگي از نگاه کارشناسان پرداخته ايم که مي خوانيد.

برای خواندن متن کامل به ادامه ی مطلب بروید :

خراسان شمالي – مورخ دوشنبه 1390/01/15 شماره انتشار 17801
نويسنده: مرتضوي

فرهنگ شفاهي، تاريخ و فرهنگ نانوشته مردمي است که طي هزاران سال سينه به سينه به نسل بعدي منتقل شده است. خراسان شمالي نيز به دليل برخورداري از وجود اقوام مختلفي همچون کرد، ترک، فارس، ترکمن و تات بخش عظيمي از اين فرهنگ شفاهي را در خود جاي داده است. در اين ميان چيستان هاي کردي که پيشينه اي به بلنداي تاريخ اين قوم دارد و ابزاري براي تفکر، خلاقيت بخشي و نگاه دقيق به هستي و محيط پيرامون بوده به عنوان بخشي از فرهنگ شفاهي و پشتوانه غني فرهنگ يک قوم نيازمند توجه است.

متاسفانه شناخت نداشتن از اين ميراث ارزشمند، عوامانه پنداشتن ادبيات عامه و تغيير در شيوه زندگي موجب شده است به اين مهم توجه چنداني نشود به گونه اي که امروزه با درگذشت بزرگان اين عرصه و دفن اين گنجينه عظيم در سينه هاي آن ها، شاهد فراموشي اين بخش از فرهنگ شفاهي هستيم. به طور حتم پرداختن به اين ميراث عظيم از سوي رسانه ها و ايجاد يک شبکه پژوهشي گامي موثر براي حفظ اين سرمايه گران سنگ خواهد بود.

در اين گزارش به بررسي وضعيت چيستان هاي کردي به عنوان بخشي از ادبيات شفاهي قوم کرد و کارکردها و ضرورت حفظ اين ميراث فرهنگي از نگاه کارشناسان پرداخته ايم که مي خوانيد.

پيشينه اي به بلنداي تاريخ

يک کارشناس ارشد زبان و ادبيات فارسي با بيان اين که چيستان در فرهنگ کهن ايران زمين داراي پيشينه بلندي است مي گويد: گروهي نشانه هاي چيستان را در متن هاي پهلوي بازيافته اند که يادگاري از دوران ساسانيان است.

«اسماعيل حسين پور» اضافه مي کند: با توجه به شفاهي بودن ادبيات اقوام شمال خراسان سندي درباره پيشينه نخستين چيستان ها وجود ندارد اما مي توان گفت پيشينه چيستان در بين اقوام به بلنداي زندگي و تاريخ آن هاست.

وي ادامه مي دهد: در ادبيات فارسي پيشينه برخي چيستان ها به اشعار رودکي بر مي گردد و در داستان سام در شاهنامه فردوسي، وقتي که زال، نام سام را به منوچهر رساند موبدان 6 چيستان مي پرسند که بيانگر آن است که در فرهنگ ايراني از ديرباز به چيستان ها توجه مي شده است.

وي با اشاره به اين که چيستان بيشتر براي عمق بخشي به نگاه، باريک بيني، خردورزي و دقت در مخاطب آورده مي شود تصريح مي کند: توده هاي مردم و گاهي هم شاعران ايجاد کننده چيستان ها هستند.

انتقال باورها

«حسين پور» بيان چيستان را عاملي براي تفکر بهتر و بيشتر مي داند و اظهار مي دارد: از طريق چيستان ها بخشي از باورها و آموختني ها به زيبايي به مخاطب منتقل مي شده است.وي اضافه مي کند: چيستان ها علاوه بر ابزار تفکر، ابزاري براي خلاقيت بخشي و نگاه دقيق به هستي و محيط پيرامون انسان بوده است.

عامل آموزش تفکر

وي با بيان اين که چيستان ها در داستان هاي عاميانه نمود فراوان دارد، مي گويد: گاه در يک داستان، قهرمان آن کسي است که با پاسخ به چيستان، برتري انديشه و فکر خود را به ديگران نشان مي دهد که اين يک نوع آموزش تفکر است که در قالب داستان بيان شده است تا اثرگذاري آن در مخاطبان بيشتر شود. وي با اشاره به اين که چيستان ها در بين کردهاي شمال خراسان درباره يک شي پيرامون فرد بوده است که با آوردن صفات و برخي ويژگي و نشانه هاي چيستان، فرد بايد پي به اصل آن مي برده است، تصريح مي کند: برخي چيستان ها درباره مظاهر طبيعت نظير آسمان، ستاره و شب و روز بوده است.«حسين پور» اظهار مي دارد: از آن جا که ادبيات کردهاي خراسان و بسياري از اقوام ديگر نانوشته مانده، در حال فراموشي است و بي توجهي برخي تحصيل کردگان نيز نسبت به فرهنگ بومي باعث محو اين گنجينه هاي کهن و پرنغز شده است.

عوامل فراموشي

وي شناخت دقيق نداشتن از اين سرمايه گران سنگ، عوامانه پنداشتن ادبيات عامه و درگذشت افرادي که سينه هايشان گنجينه اين چيستان ها بود را از ديگر عوامل مؤثر در فراموشي اين فرهنگ عامه مي داند و بيان مي کند: مراکز دانشگاهي، تحقيقاتي و فرهنگي و به ويژه مطبوعات و صدا و سيما مي توانند در حفظ و معرفي اين داشته هاي ارزشمند پيشگام باشند.

فراموشي به علت تغيير در سيستم زندگي

يک پژوهشگر فرهنگ عامه نيز با بيان اين که چيستان ها بخشي از ادبيات شفاهي را تشکيل مي دهد مي گويد: چيستان ها علاوه بر جنبه سرگرمي به منظور گسترش مهارت هاي زباني، ارتباط کلامي و شناخت واژه به کار مي رفته است.

«گلي شادکام» اضافه مي کند: بيشتر معماها درباره ابزار زندگي، پديده هاي طبيعي همچون آب، آفتاب و حيوانات ساخته و بيشتر در جمع خانوادگي مطرح مي شده است.

وي تغيير در سيستم زندگي را از دلايل کم رنگ شدن چيستان ها ذکر و تصريح مي کند: ثبت چيستان ها به دليل ارزش واژه شناسي، حفظ واژه هاي قديمي و تأثيرگذاري آن ها در شناخت فرهنگ و مرجعي مناسب براي تحقيق و مطالعه ضروري است.

وي با اظهار تاسف از اين که روال چيستان سازي 3 تا4 دهه است که به طور کامل متوقف شده است اظهار مي دارد: حتي در زندگي افرادي که هنوز عشاير هستند يا در روستاها زندگي مي کنند، نشاني از چيستان سازي وجود ندارد.

ضرورت ايجاد شبکه پژوهشي

وي با اشاره به اين که کساني که حافظ اين فرهنگ هستند کم کم از ميان ما مي روند و نسل جديد نيز در اين ارتباط آموزش نمي بيند، بيان مي کند: براي حفظ اين بخش از فرهنگ شفاهي نيازمند ايجاد يک شبکه پژوهشي هستيم.

خرده فرهنگي در حال از بين رفتن

يک کارشناس مردم شناسي هم با بيان اين که چيستان ها بيشتر به منظور به تفکر واداشتن افراد به کار مي رفته است اظهار مي دارد: تبادل اطلاعات و آموزش از ديگر کاربردهاي چيستان هاي کردي است.

«علي عاقل» مي گويد: با توجه به تغيير در شيوه زندگي شاهد کم رنگ شدن چيستان ها درجامعه امروزي هستيم و اگر اين بخش از فرهنگ شفاهي جمع آوري نشود و به شکل مکتوب در نيايد، از بين خواهد رفت.

وي چيستان ها را جزو خرده فرهنگ ها مي داند و عنوان مي کند: با از بين رفتن اين بخش از فرهنگ شفاهي، قسمتي از فرهنگ ما نيز از بين خواهد رفت.

منبع:

http://www.khorasannews.com/News.aspx?type=3&year=1390&month=1&day=15&id=640708

1 پاسخ به “چیستان های کُردی؛گنجینه هایی کهن که درآستانه نابودی است

  1. لقمان نادرپور 6 آوریل 2011 در 8:48 ق.ظ.

    با سلام
    خیلی از دیدن مطالب خوبتان خوشحال شدم و از اینکه برای گنجینه میراث کهن کردی نگرانید جای بسی تشکر دارد چون
    همین دلسوزیها باعث حفظ آنها می شود
    بنده اهل شهرستان سقز در کردستان هستم وبیش از 15 سال است که از این میراث کهن در هر زمینه ای اندکی گردآوری کرده ام
    و خوشحال می شوم اگر شما می توانید در این زمینه مرا یاری کنید
    و از دستبافته های کردی خراسان مانند جوراب و دستکش و کلاه برایم تصویر ارسال کنید همچنین از داستانهای محلی
    وافسانه ها اگر فایل صوتی یا متنی بفرستید سپاسگزار خواهم بود
    با تشکر نادرپور

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: