سه خشتی کُرمانجی_شعر کُرمانجی_هه لبه ستی کورمانجی_شعر کُردی

که چکی که لی مِه هِیژمِرتِن

کرنَه خینی ، دُیری گِرتِن

گولان ژَه ناف ، قونچان گِرتِن

دختران روستای ما را شمردند

به اتاقی برده درها بستند

جدا کردند غنچه ها را از گل .

(پیرعلی اوغازی _ 1337اوغاز)

برگرفته از نسک (کتاب) سه خشتی ،ترانه های کوچک کُرمانج از هیوا مسیح

«اشعار کُردهای شمال خراسان حکایت عجیبی ست از درد ها و غم های رفته بر این مردمان غریب و دور افتاده از دیارشان»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: