10 سریال برتر جهان به انتخاب تایم + نقد کوتاه


 

در این نوشت قصد این را دارم که تعدادی سریال خارجی رو به خوانندگان و علاقه مندان به فیلم و سریال معرفی و پیشنهاد کنم تا آنها را ببینند. سوالی که برای شما احتمالآ پیش می آید شاید این باشد که صرف زمانی برابر با ۱۰۰ ساعت یا بیشتر در مقابل تلویزیون یا کامپیوتر برای تماشایی این مجموعه های تلویزیونی آیا کاری عاقلانه می باشد یا نه؟ جواب دادن به این سوال بستگی به فردی دارد که این سوال را میپرسد اگر خودم را مثال بزنم باید بگم به عنوان دانشجوی کامپیوتر و علاقمند به سینما و چند سالی است که به کارهای تلویزیونی و مخصوصآ آنهای که در سطح کارهای سینمایی باشند تمرکز می کنم باید بگم که خوبی دیدن این سریال ها این است که در اولین گام این سریالها باعث آشنا کردن شما با فرهنگی که میتوان آن را در آغاز فرهنگی عجیب نام برد جهان بینی شما را در سطح فرهنگی بالا می برد.
نکته دیگری که در دیدن این سریال ها، یک امتیاز برای بینندگان آنها می شود این است که شما درواقع بهترین ساخته های تلویزیونی جهان را می بینید و حتمآ می تواند جایگزینی مناسب برای سریال های کم کیفیت از نظر فنی و محتوایی در تلویزیون دولتی ایران باشد و البته باید این را نیز بگویم که در این چند ده شاهکارهای نیز از تلویزیون دیده ایم که در مقاله ای دیگر به آنها نیز خواهیم پرداخت.
و سرآخر اگر می خواهیم در زمان بیکاری خود از وقتتان لذت ببرید باید بگوییم که این مجموعه ها می توانند انتخابی خوب باشند هر چند افرادی نیز هستند و بوده اند که از وقت کار و برنامه هایشان می زدند و به دیدن این برنامه ها مشغول می شدند پس اگر شما دارای اراده ای ضعیف هستید من خواندن ادامه این مطلب را شما پیشنهاد نمی کنم.

اول از همه ببینیم که مجله تایم در مورد سریال ها چی میگه:
برای رفتن به لیست کامل سریال های برتر از نظر متخصصان مجله تایم در اینجا کلیک کنید. 


۱۰سریال انتخاب شده از لیست تایم و مربوط به سالهای اخیر شرح زیر می باشد:

شماره ۱ : گمشدگان (Lost)

 

 

 

 

 

 

 


گمشدگان LOST روایت مردمی است که از یک سانحه سقوط هواپیما جان سالم به در میبرند و درست وسط جزیره ای دور افتاده در منطقه ای گرمسیر، تلاش برای رهایی از جزیره را آغاز می کنند. هر قسمت ۴۲ دقیقه ای این سریال علاوه بر ماجرای اصلی با فلش بکهایی به زندگی شخصیتها همراه است و به تدریج مخاطب را با زندگی شخصیتهای اصلی داستان آشنا می کند. شخصیتهایی که تقریبا هر کدام از یک نژاد، یک طرز تفکر و یک فرهنگ متفاوت هستند. در این سریال نماینده ای از هر قاره وجود دارد. از آسیا، استرالیا، آمریکا، اروپا و آفریقا و حتی از قطب هم نماینده ای حضور دارد (خرس قطبی) و شاید یکی از مسائلی که باعث جذب بی سابقه مخاطب برای این سریال شده همین نکته است نکته ظریفی که باعث می شود تقریبا تمام بینندگان براحتی با شخصیتها همزادپنداری کنند.

شماره ۲ : دوستان (Friends)

 

 

 

 

 

 

 

 

سریال دوستان در سال ۱۹۹۴ توسط مارتا کافمن و دیوید کرین ساخته شد که البته ایده ان از سالها قبل شروع شده بود..داستان Friends داستان ۶ دوست هست که از سالهای جوانی با هم دوست هستند و ماجراهایی که برای انها اتفاق می افتد هر یک از این شخصیتها خصوصیتی منحصر به فرد دارد که به او جذابیت می بخشد و او را از دیگران متمایز میکند.مثلا جویی که پر خور و دیر فهم است یا مونیکا که وسواسی و سخت گیر .
این سریال در قسمتهای اولیه خود چنان مورد استقبال قرار گرفت که پخش ان به مدت ۱۰ سال ادامه پیدا کرد.و البته اتمام آن به خاطر عدم اقبال عمومی نبود بلکه دستمزدهایی بود که تهیه کنندگان باید به بازیگران گمنام دیروز و ستارگان امروز پرداخت می کردند( Matt Leblanc در نقش Joey با اولین دستمزد خود یک پرس غذا خرید). پرداخت دستمزد ها ی میلیونی به بازیگران که هر سال بیشتر می شد ( مخصوصا جنیفر انیستون) و از طرفی کارهای سینمایی و تلویزیونی بسیاری به انها پیشنهاد شده بود در نهایت باعث پایان یافتن این سریال در سیزن ۱۰ شد. مردمی که سالها در کشورهای مختلف از المان گرفته تا ژاپن با شخصیتهای این داستان خندیده بودند و با ناراحتی انها اه کشیده بودند در قسمت اخر همراه با بازیگران سریال گریستند…تجربه ای که دیگر امکان ظهور ان وجود ندارد .حالا هر یک از این ستاره ها یک فیلم سینمایی یا شوی تلویزیونی را یک تنه می گرداند…البته موفقیتی که در Friends نصیب این بازیگران شد .در کارهای دیگرشان تکرار نشد ولی در هر حال Friends تجربه متفاوتی بود.

شماره ۳ : بیست و چهار (۲۴)

 

 

 

 

 

 

 


سریال بیست و چهار جز سریالهای پر طرفداری است که از سال ۲۰۰۱ شروع به پخش شد..داستان درباره ما مور اداره ضد تروریست جک بائر است که با خبر می شود ۲۴ ساعت بعد قرار است به جان نامزد ریاست جمهوری امریکا که اتفاقا شانس زیادی برای انتخاب شدن دارد سوء قصد شود(season 1) هم اکنون او فقط ۲۴ ساعت وقت دارد که از این حادثه جلوگیری کند..داستان در ۲۴ قسمت ۱ ساعتی(حدود ۴۰ دقیقه سریال و ۲۰ دقیقه اگهی بازرگانی در پخش تلویزیونی البته) اتفاق می افتد..اتفاقات به صورت Real Time می باشد.
در سیزن ۲ اعلام می شود که ۲۴ اینده یک بمب اتمی در لس انجلس منفجر خواهد شد.کسانی که علاقه مند به بازی تابین بل (جیگ سا) هستند این قسمت را حتما ببینند.
شش سیزن تا الان از این سریال پخش شده و می توان گفت در هر سیزن رشد قابل توجهی نسبت به سیزن های قبلی داشته است.
کیفر ساتر لند(های لندر) به عنوان تهیه کننه و بازیگر نقش بسیار زیادی در توفیق این سریال که در سایه حوادث ۱۱ سپتامبر ساخته شد داشته است.

شماره ۴ : خانواده سوپرانو (The Sopranos)

 

 

 

 

 

 

 


شاید سوپرانوز یکی از بهترین سریالهای تلویزیونی باشد که تعادل خوبی در حفظ درام خود کرده است .. در سوپرانوز هیچ کس عجله ای ندارد و همه چیز در طول داستان به ارامی پیش می رود ..سریال سوپرانوز محصول ۱۹۹۹ در شبکه HBO تهیه و تولید شد .. قبل از تولید این سریال مخالفت های زیادی صورت گرفت که بیانگر این بود که ژانر گنگستری ژانری منسوخ شده است و ظرفیت ساختی یک سریال بلند از ان وجود ندارد … ولی نمایش سیزن ۱ و به خصوص ۲ این سریال خلاف این را ثابت کرد و البته سوپرانوز از عناصری استفاده کرد که در ژانر خود حاکی از نو اوری کامل بود.
داستان سوپرانوز حول و حوش زندگی فردی به نام تونی سوپرانوز می گردد که دارای دو زندگی کاملا متفاوت است..یک زندگی او به خانواده اش اختصاص دارد و زندگی دیگرش به شبکه زیر زمینی مافیای نیوجرسی که او ریاست هر دو را عهده دار است..تونی سوپرانوز با بازی فوق العاده جیمز گاندولفینی (تمام مردان پادشاه) روحی تازه به این سبک سریال سازی داده است و مسائلی که شاید کمتر در این ژانر مطرح می شده نمایان کرده است.گاندولفینی با شخصیت سوپرانوز در مرز شخصیتی وحشتناک یا دوست داشتنی در حرکت است و هرگز به سمت کلیشه شدن پیش نمی رود.بازی ها و دیالوگ ها همه بدون نقص و عالی هستند و با وجود ۶ سیزن از پخش ان هنوز به پیش می روند.(۱۶+)

شماره ۵ : زنان سرسخت (Desperate Housewives)

 

 

 

 

 

 

این سریال بسیار زیبا از سال ۲۰۰۴ شروع به پخش شد و تا سال ۲۰۰۸ ، ۵ فصل آن نمایش داده شده است .این سریال در مدت پخش خود ۳ بار برنده جایزه گوی طلایی یا همان golden globe شده است و ۳۴ جایزه دیگر را هم تصاحب کرده است .
این سریال داستان روابط چند خانم است که در همسایگی یکدیگر زندگی می کنند و روابط جالبی از قبیل عشق ، دوستی ، دشمنی، همدردی و رقابت بر سر عشق با یکدیگر دارند . راز های زندگی این چند خانم که در همسایگی هم زندگی می کنند و هر کدام داستان زندگی خود را دنبال می کنند که در نهایت به نوعی با یکدیگر در رابطه است . این سریال با سبک خانوادگی خود توانسته است بسیاری از خانواده های اروپایی را مخاطب خود کند.

شماره ۶ : سیمسون ها (The Simpsons)

 

 

 

 

 

 

 



ماجراهای این مجموعه، در شهری به نام اسپرینگ‌فیلد اتفاق می‌افتد. بیشتر شهروندان اسپرینگ‌فیلد زردرنگ هستند و همگی آنها (به غیر از چند استثنا) تنها ۴ انگشت در هر دستشان دارند.
خانواده سیمپسونها کارشان را در برنامه تریسی اولمن در ۱۹ آوریل ۱۹۸۷ آغاز کردند. با اقبال نسبی که متوجه این برنامه شد، شبکه فاکس در سال ۱۹۸۹ پخش داستان‌های خانواده سیمپسون را آغاز کرد. سیمپسون‌ها در واقع اولین مجموعهٔ تلویزیونی موفق شبکه فاکس بود و آنها را متقاعد کرد که قراردادشان را با آقای گرونینگ چندین بار تمدید کنند. هم اکنون شبکه فاکس قرارداد تولید این مجموعه را تا سال ۲۰۰۸ تمدید کرده‌است. با این کار این سریال فصل ۱۹ در حال پخش خواهد بود. در پایان این فصل از پخش برنامه (فصل ۱۸) تعداد بخش‌های پخش‌شده به ۴۰۰ عدد خواهد رسید که این برنامه را پربیننده‌ترین برنامهٔ کمدی و پربیننده‌ترین برنامه کارتونی تاریخ آمریکا خواهد کرد.

شماره ۷ : ۶ فوت زیر زمین (Six Feet Under)

 

 

 

 

 

 

 


شش فوت زیر زمین داستان خانواده ای است که شغل آنها اجرای مراسم کفن و دفن مرده هاست. داستان با مرگ پدر خانواده شروع می شود و شخصیت اصلی داستان که پیتر کراسی آن را بازی می کند به طرز ناخواسته ای مجبور به ادامه و همکاری با بقبه خانواده می شود تا این شغل را حفظ کنند.
تم اصلی سریال در روابط بین شخصیت ها و مواردی مثل مرگ و دین و خیانت زناشویی و … خلاصه می شود این سریال توسط آلن بال ساخته شده و از شبکه HBO در سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۵ پخش شد.

شماره ۸: سیم (The Wire)

 

 

 

 

 

 

 


سریال «سیم» (The Wire) از سوی مجله های تایم، انترتینمنت ویکلی و روزنامه گاردین در سال ۲۰۰۸ به عنوان بهترین برنامه تلویزیونی انتخاب شد، رتبه هشتم از ۱۰ سریال برتر را دارم . «سیم» سریالی پلیسی است که بسیار واقعی ساخته شده است.
این سریال درباره زندگی روزمره در آمریکا است و موضوع آن به پشت پرده قاچاق مواد مخدر در شهر بالتیمور، شهری که در آن وقایع جنایی بسیاری رخ می دهد می پردازد. در این سریال توسط دیود سیمون ساخته شده است و از شبکه HBO پخش شده است شخصیت اصلی سریال رو دمونیک وست بازی کرده که بازی او را در فیلم ۳۰۰ و شیکاگو و رشد هانیبال و همچنین نسخه اول جنگ ستارگان قسمت اول دیده ایم.

شماره ۹ : فرار از زندان (Prison Break)

 

 

 

 

 

 

 


فرار از زندان از سال ۲۰۰۵ از شبکه تلویزیونی فاکس شروع به پخش شد .. داستان این سریال درباره ۲ برادر است که یکی از انها با توطئه ای به زندان می افتد و منتظر حکم اعدام است و برادر دیگری که مهندس و طراح ساختمان است خود را به به عمد به زندان انداخته او بر اساس اطلاعاتی که از طراحی زندان دارد (چون خود او یکی از طراحان همان زندان بوده) برادر خود را که به دلایل جنایی یا سیاسی و امنیتی به زندان افتاده را نجات دهد..
معمولا طرفداران سریال گمشدگان از این سریال نیز استقبال زیادی کرده اند البته تنها نکته قابل شباهت این دو شاید تعلیق های مداوم در طول داستان باشد.. البته در این سریال تنش ها بسیار بیشتر نمود پیدا می کنند و هر لحظه بیننده با کشش و پیچشی در طول داستان مواجه می شود که انتظارش را ندارد… بازی “ونت وورث میلر “بسیار عالی است و فیلم نامه بسیار پر تنش نوشته شده است …در هر حال اگر مشکل قلبی دارید این سریال را نبینید.

شماره ۱۰ : دکتر هاوس (House M.D)

 

 

 

 

 

 

 

 


شخصیت دکتر هاس یکی از شخصیت های نادر در سریالهای تلویزیونی است . او نقش اول سریالی به همین نام است که از کانال فاکس پخش می شود . این سریال هم اکنون پربیننده ترین سریال در این کانال می باشد و به طور کلی دومین سریال پربیننده دد بین تمام سریالهایی است که از فاکس پخش شده اند. این سریال از گونه سریالهای درام بیمارستانی است که نمونه معمولی ان سریال استرالیایی (All Saints) یا پرستاران می باشد که از تلویزیزیون ایران پخش می شود و نمونه های بهتر ان سریال E.R و سریال Grey’s Anatomy و سریال General Hospital که از سال ۱۹۶۳ در حال پخش هستند که البته همه محصول هالیوود ند. سریال House M.D با اینکه لقب سریال درام بیمارستانی را یدک می کشد ولی با تمام گونه های خود فرق دارد و فرق بزرگش شخصیت بزرگ ان یعنی دکتر هاس است که نام سریال را هم به خود اختصاص داده. در حالی که در بیشتر سریالها بر داستان و روایت تاکید دارند در هاس به شخصیت توجه شده است .به نوعی هر چه سازندگان این سریال در چنته داشته اند بر روی شخصیت اصلی خود یعنی دکتر هاس گذاشته اند. دکتر هاس با بازی درخشان هیو لاری در هیچ یک از دسته بندی های شخصیت سیاه و سفید و حتی خاکستری نمی گنجد . او شخصیتی منحصر به فرد است که تنها بهانه دیدن سریال هاس می باشد . مردم سریال هاس را به خاطر بیماری های عجیب و غریبش و نحوه معالجه انها نمیبینند بلکه انها این سریال را به خاطر خود دکتر هاس می بینند همان طور که سریال Monk را به خاطر نحوه کشف جرم ها نمیبینند بلکه خود مانک برایشان مهم است. برای انها مهم است که دکتر هاس چه می گوید و یا چه کار می کند و بیماری و بیمارستان و دکتر ها همه وسیله ای برای بیشتر نزدیک شدن به شخصیت دکتر هاس است . همان طور که هیو لاری موقع گرفتن گلدن گلاب گفت این که بازیگر چه قدر خوب بازی می کند مهم نیست بلکه اینکه چقدر شانس داشته باشد که در نقشی خوب بازی کند مهم است .

منبع :سایت تفکرنو

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: