چرا نثر به کُردی نوشته نشده است ؟(دکتر فرهاد پیربال)

چرا نثر به کُردی نوشته نشده است ؟

دکتر فرهاد پیربال

برگردان به فارسی از محسن امینی

برای نخستین بار در فضای اینترنت

برگرفته از فصل نامه ی تخصصی شعر گوهران

شماره ی پانزدهم _بهار 1386 _تاریخ انتشار تیر ماه

ویژه ی شعر کُرد

گردآوری و نگارش از کُرمانج سَرای

***شایان ذکر است که نوشتارها و مطالبی که در کُرمانج سَرای منتشر می شود تنها جهت آشنایی خوانندگان

با نوشتارهای نویسندگان کُرد می باشد و به هیچ عنوان بیانگر دیگاه و جهت فکری گردانندگان

کُرمانج سَرای نمی باشد ***

چرا تا نیمه های قرن نوزدهم ، جز چند شاعری در هر قرن که به کُردی شعر نوشته اند،  هیچ مُلا و مفتی و میر

و کاتبی( که فرهیختگان و اهل قلم آن عصر بودند ) در صدد نوشتن کتابی درباره ی اجتماع و زندگی روزمره

یا درباره ی علوم به زبان کُردی نبوده اند ؟

و چرا اگر معدود کتابی هم نوشته اند به زبان ترکی،  فارسی و یا به ویژه به زبان عربی بوده است ؟ که به همین دلیل

حاجی قادر کویی،  شاعر جوان و طغیان گر اواخر قرن نوزدهم،  این سستی و خود کم بینی نسل روشنفکران پیش از

خود را به نقد بکشد و بگوید :

اگر کتاب و نامه و رساله و تاریخ

در گذشته به کُردی نوشته می شد

نام و نشان شیوخ و پادشاهانمان

تا قیام قیامت به جای می ماند

هیچ خواجه،  خان،  میر،  مفتی  و شیخی ( که فرهیختگان آن دوره بودند ) به جز شعر هیچ نثر و نوشته دیگری به کُردی

ننوشته اند . همان شاعر طغیان گری که از نسل نو شاعران معترض اواخر قرن نوزدهم است،  باز هم با آگاهی

و شناختی حمله ورانه ، از شیخ ها و(( عالمان)) و استادان کهن گلایه می کند و شهادت می دهد که :

میان ملت های دنیا تنها کُردها

از خواندن و نوشتن بی بهره اند

عالمان همه از صغیر و کبیر

قادر نیستند جمله ای به کُردی بخوانند

استاد خظ و کتابتند اما

در زبان مادری خویش نادانند

بی شک دلیل این امر تنها آن نبوده که مورخین اذعان می کنند : (( صنعت چاپ به کُردستان نیامده بود)).

(خوب در عصر احمد خانی بزرگ نیز در کردستان چابخانه ایی نبود) همچنین تنها آن نبوده که ناسیونالیست های

افراطی می گویند : (( ملت های غالب (ترک،  فارس و عرب ) انگیزشی در نوشتن کُردی ایجاد نکرده اند یا آنکه

راه بر نوشتار کُردی بسته اند ( در این صورت چگونه ملای جزیری جرات کرده بود به کُردی شعر بنویسد ؟)

به اعتقاد من نخستین دلیلش آن بوده که…

 

 


چرا نثر به کُردی نوشته نشده است ؟

دکتر فرهاد پیربال

برگردان به فارسی از محسن امینی

برای نخستین بار در فضای اینترنت

برگرفته از فصل نامه ی تخصصی شعر گوهران

شماره ی پانزدهم _بهار 1386 _تاریخ انتشار تیر ماه

ویژه ی شعر کُرد

گردآوری و نگارش از کُرمانج سَرای

***شایان ذکر است که نوشتارها و مطالبی که در کُرمانج سَرای منتشر می شود تنها جهت آشنایی خوانندگان

با نوشتارهای نویسندگان کُرد می باشد و به هیچ عنوان بیانگر دیگاه و جهت فکری گردانندگان

کُرمانج سَرای نمی باشد ***

چرا تا نیمه های قرن نوزدهم ، جز چند شاعری در هر قرن که به کُردی شعر نوشته اند،  هیچ مُلا و مفتی و میر

و کاتبی( که فرهیختگان و اهل قلم آن عصر بودند ) در صدد نوشتن کتابی درباره ی اجتماع و زندگی روزمره

یا درباره ی علوم به زبان کُردی نبوده اند ؟

و چرا اگر معدود کتابی هم نوشته اند به زبان ترکی،  فارسی و یا به ویژه به زبان عربی بوده است ؟ که به همین دلیل

حاجی قادر کویی،  شاعر جوان و طغیان گر اواخر قرن نوزدهم،  این سستی و خود کم بینی نسل روشنفکران پیش از

خود را به نقد بکشد و بگوید :

اگر کتاب و نامه و رساله و تاریخ

در گذشته به کُردی نوشته می شد

نام و نشان شیوخ و پادشاهانمان

تا قیام قیامت به جای می ماند

هیچ خواجه،  خان،  میر،  مفتی  و شیخی ( که فرهیختگان آن دوره بودند ) به جز شعر هیچ نثر و نوشته دیگری به کُردی

ننوشته اند . همان شاعر طغیان گری که از نسل نو شاعران معترض اواخر قرن نوزدهم است،  باز هم با آگاهی

و شناختی حمله ورانه ، از شیخ ها و(( عالمان)) و استادان کهن گلایه می کند و شهادت می دهد که :

میان ملت های دنیا تنها کُردها

از خواندن و نوشتن بی بهره اند

عالمان همه از صغیر و کبیر

قادر نیستند جمله ای به کُردی بخوانند

استاد خظ و کتابتند اما

در زبان مادری خویش نادانند

بی شک دلیل این امر تنها آن نبوده که مورخین اذعان می کنند : (( صنعت چاپ به کُردستان نیامده بود)).

(خوب در عصر احمد خانی بزرگ نیز در کردستان چابخانه ایی نبود) همچنین تنها آن نبوده که ناسیونالیست های

افراطی می گویند : (( ملت های غالب (ترک،  فارس و عرب ) انگیزشی در نوشتن کُردی ایجاد نکرده اند یا آنکه

راه بر نوشتار کُردی بسته اند ( در این صورت چگونه ملای جزیری جرات کرده بود به کُردی شعر بنویسد ؟)

به اعتقاد من نخستین دلیلش آن بوده که خواجگان،  کد خدا ها ، شیخ ها امرا و کاتبان یعنی نسل پیران قدرت به دست،

نخواسته اند که نسل جوان و نوجوان و دانشجو ( یعنی شاگرد و مستعد و طلبه و خرده طلبه )

از نعمتی برخوردار شوند که همانا سواد و آگاهی و دانش و هنر باشد و علت این نیز همان است که همه می دانیم

توانایی خواندن و نوشتن یا بهره مند بودن از علم و آگاهی و هنر،  جوانان و علم آموختگان را به مرزهای طغیان

و آزادی می کشاند،  که این تهدیدست برای قدرت پیران و میران و مُلا ها .

مفتی و مُلا و میر و فرهیختگانمان ( جز استثنایی مانند شرفخان بدلسی که او هم به زبانی غیر کُردی می نوشت )

در شان و منزلتشان نبوده که حتی بر خلاف شان و منزلتشان بوده_ که جامعه ی جوان و نوجوان ( زنانی که جای خود دارد)

به علم آموزی و هنر بپردازد و ذهنشان روشن گردد به این خاطر نه تنها انگیزشی برای سواد آموزی در توده ی مستعضفان

و فقرا ایجاد نکرده اند ، بلکه خود نیز آثارشان را به عربی،  فارسی ، ترکی می نوشتند و آن هم به این دلیل که معدودی از

طبقه ی فرادست از این امر بهره مند می شوند،  همانا که نه تنها تهدیدی برای فرهنگ سنتی رایج شمرده نمی شود بلکه خود نیز با ضمانتی صد در صد و مطمئن نگاهبان این فرهنگ توتالیترند و در خدمت سلطه ی این معرفت سنتی هستند

از سوی دیگر نیز به همین ترتیب یقین حاصل کرده اند که این تعداد جوان و طلبه و مستعد و شاگردی که عربی،  فارسی،  ترکی می دانند بسیار اندک اند و به دلیل همین اندک بودنشان،  تهدیدی برای قدرت و نفوذ آن های نیستند.

از نظر مُلا و میر و پیران فرزانه،  کُردی نوشتن یا توانایی خواندن کُردی یا حتی صرف سواد آموزی و یافتن آگاهی،

تهدیدیست به این که شان و منزلت و مقام اعتبارشان بر سرشان خراب شود. به این خاطر عده ی بسیار زیادی از آن ها،  نه تنها برای شان اهمیتی نداشته که جامعه سواد آموخته شوند و بتوانند به زبان کُردی بخوانند و بنویسند،  بلکه راه نیز بر آنها می بستند.و همین که تعداد محدودی طلبه و شاگرد را در حجره هایشان بپذیرند،  البته آن هم در زیر سانسور شدید و فشار چوب و فلک برایشان کفایت می کرد.

بر همین منوال،  نسل استادان و مُلا های سالخورده جای خود را به نسلی می دادند که پرورش یافته ی دست خود آن ها بودند

هر نسلی هر اندازه که سالخورده تر می شد،  همانقدر هم در اندیشه ی مهار نسل جوان بود. به همین ترتیب نسل جوان نیز آنگاه

که به دوران پیری و سالخوردگی خود می رسید،  به همان شیوه همان استاد توتالیتر و خودکامه ای می شد که جوانان را در رنج و فشار می گذاشت،  به گونه ایی که خود ذبح می کردند .چنان که برای همیشه قدرت و اختیار در دست عقل و ذوق و اخلاق پیرها باشد و همین رواج بیابد.

یا در جایی دیگر آنگاه که حاجی قادر پی می برد که مُلاها و پیرانمان چشم و گوش بازکردن و طغیان شاگردان و

جوانان را برنمی تابد خطابش به شاگردان و طلبه های جوان است که پندشان دهد :

مرشد پیر در عمل هرگز دستگیر تو نیست .

آنگاه که دستت را بگیرد پایت را چون اسیران بسته است

سرزمینی که قرنها صاحب این فرهنگ حجره ای و توالیتر باشد و قرن ها این تعقل پیر ظلم مدار خون و احساسش جاری

باشد آیا زمینه برایش فراهم است که از خودش بنویسد ؟ بی شک دشوار است زیرا مکتوباتی از این دست،  آن گونه نیستند

که بتوانند افتخاری بیافرنند .ملتی که قرن هاست امرا و ملاها و استادانش با تحریک احساسات دینی و اموری از این دست،

می خواستند توان و پتانسیل پرداختن به دانش و هنر به زبان کُردی را از جوانان بگیرند و تا حد امکان سعی کنند جوان و

طلبه و شاگرد را به چشم خدمتگزار خود و کسی که سزوار علم نیست ، ببینید ، آیا چنین ملتی در خودش می بیند که افکار و

تاملاتش را بنویسد ؟ بی شک دشوار است.زیرا چنین نوشته هایی دشمن مقام و مرتبه و بزرگی شان است.

از همین نقطه نظر نیز،  قرون گذشته دارای خاصیتی شرمسارانه است و آن هم اینکه نه شناخت و آگاهی ای از

خود داشته اند و نه شناخت و آگاهی درباره ی خود به ما می دهند.

بر خلاف (( امروز)) که جسارت آن را پیدا کرده است که شناختی از خود به دست دهد و خودش را ثبت کند.

جامعه ای که قرن ها جوان ها و طلبه ها و دانشجویانش با هراس آزادی و دوری جستن از طغیانگری آموزش

دیده باشند،  همچنین خواست و لذت راضی کردن استادان و بزرگترها در جسم و جانش جاری باشد آیا چنین

جامعه ای توان و جسارت آن را دارد که از آگاهی ترس آلود و شرمسارانه ی خود بنویسند ؟

بی شک خیر . زیرا جرات نوشتن آنچه را که مشتاق است بنویسد ندارد و حتی قادر نیست بداند که چگونه

بر این امر قادر تواند بود.

درست به همین سبب هیچ یک از فرزندان قرون وسطی کُردستان (نه مُلا و نه طلبه ) در صدد نبوده اند در ژانر

دیگری به جز شعر شناخت و معرفتی از خود و عصر خود به زبان کُردی به جا گذارند .هیچ فرزندی از فرزندان

تاریخ ما در خود ندیده اند که تصویری از حقیقت ظلم و بیداد در آن اعصار به رشته تحریر در آورند .جرات

و جسارت آن را نداشته اند که سندی به دست دهند مبنی بر اینکه در عصر آن ها نیز ظلم و بیداد وجود داشته

است .سندی از رسوا کردن جوان و طلبه و شاگرد،  بی آبرو کردن زنان اخته کردن نیروی جوانی در پسران

و دختران راستی را که چه از دستشان بر می آمد . آنها چیزی جز جماعتی لال یا شاهدانی بُزدل و تسلیم

در برابر این بیداد نبوده اند .

به همین علت نیز به بلندای تاریخ کُردستان جز به فرهنگ اسلامی هیچ دریچه ی دیگری به فرهنگ شرق و

غرب گشوده نشده است . به همین خاطر جز شعر و مولودنامه هیچ گونه ی ادبی دیگری در ادبیات کُردی

به وجود نیامده است هیچ رُمان ، نمایشنامه ، داستان کوتاه،  نوول،  سفرنامه،  زندگی نامه،  مقاله ای به زبان کُردی

نوشته نشده که حیات معیوب و پیر مدار آن عصر را بازگو کند،  به همین سبب نیز در دوره ی هیچ نسلی،

حتی در وضعیت شهرهای درخشانی چون دیاربکر و بتلیس ، اردلان و جزیره هیچ ندای روشتفکرانه و هیچ

حرکت انقلابی به چشم نمی خورد. خلاصه آن که هیچ شکافی به ساختار مستحکم این نظام معرفت شناختی کُردی

نمی افتد.در طول تاریخ کُردستان هیچ حرکت شورشگرانه ای از جانب مُلاهای کُردستان دیده نمی شود .و تنها

قانون حاکم این است : خدمت به دین و هنر دینی و علوم دینی آن هم تنها و تنها به زبان فارسی و ترکی و به

خصوص به زبان عربی . در حجره ها و تکایا و خانقاه های کُردستان مفتیان و مُریدان و ملاها و کاتبان و خواجگان

و کد خداها و خان ها جملگی بر این اعتقاد بودند که :

عربی هنر است / فارسی شکر است / و کُردی گُه خر است .

مُلا محمد بایزیدی در کتاب عادات و رسومات نامه ی کُردها اذعان می کند که :

(( مکتوبات و نامه ها در مین کُردها چنانند که به سوی فارسی شدن می روند .))

بر این اساس فرزندان نسل های گذشته در صدد ثبت شناخت و معرفتشان درباره  ی خود و عصر خود به زبان

کُردی نبوده ند مسئله تنها خدمتگزاری به معارف دینی است آن هم تنها به زبان  به عربی و فارسی و ترکی.

زیرا آنها که قرار است این نوشته ها را بفهمند و آگاه شوند همان هایی هستند که خود خدمتگزار و نگهبان این

فرهنگ توتالیتر خشک و بسته می باشند تنها خودشان اند با دراویش و میران و ملا ها و کاتبان و طلبه های بینوایشان.

به این معنا ، یکی از نشانه های که دنیا امروز را از قرون گذشته متمایز می سازد آن است که قرون گذشته آثاری

خلق نکرده اند که شناختی درباره ی آن زمانه به دست دهد ، اما ((امروز)) به این امر شهرت دارد که در آثارش ،

شناختی پیوسته و کامل ، حتی با جزئیات بسیار،  درباره ی عصر خود به جا گذاشته است و همین نیزکورسوی

امیدی به زندگی جوانان و نسل امروز و خواست نو خواهیشان می بخشد .

برگرفته از فصل نامه ی تخصصی شعر گوهران

شماره ی پانزدهم _بهار 1386 _تاریخ انتشار تیر ماه

ویژه ی شعر کُرد

گردآوری و نگارش از کُرمانج سَرای

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: