شعری زیبا از وحید طلعت

چقدر آواره بی‌قرار و دربه‌درند
دوچشمات که از سرنوشت بی‌خبرند

دو دستهات؛ پناهندگانِ در غربت
چه بی قرار چه تنها چقدر منتظرند…

و گام های تو آوارگانِ تبعیدند
به جستجوی وطن تا همیشه در سفرند

نگاه هات به قدر غروب دلگیرند
ـ غروب‌های زیادی که بی‌تو می گذرند…

دو گونه هات دو ماهند آذر و آبان
دوباره آمده‌اند از بهار دل ببرند

لبان شعرت جغرافیای تردیدند
و بوسه‌های تو سردند، سرد و بی‌اثرند

سپیده هات سیاهند، شعرهات سیاه
نوشته‌های تو از آتشند شعله‌ورند!

زبان مادری‌ات چند تُرک مایوسند؟
و از برادری‌ات چند کُرد در خطرند؟

وَ طن بدونِ تو زندانِ خواب های من‌است
و مردمانش آزرده، تلخ و خیره‌سَرند

بگو کدام شب از پلک هات ریخت سحر؟
که از پدر شُدَنَت چند نسل خون‌جگرند؟

غروب می‌ریزد تلخ توی فنجانت
که زارعان تو در دشتهای نی‌شکرند!

همیشه کارگران عاشق دو چشم تواند
هنوز کارگران از همیشه بیشترند

وحید طلعت

با تشکر بی پایان از جناب آقای وحید طلعت که افتخار دادند شعر زیبای شان را در اختیارمان گذاشتند

منتظر همکاری خوانندگان عزیز و دیگر دوستانمان با تارنگار کُرمانج سرای هستیم

کُرمانج سَرای تارنگار شماست شما آن را به روز کنید



4 پاسخ به “شعری زیبا از وحید طلعت

  1. فياض 14 ژوئن 2011 در 6:08 ب.ظ.

    خطاب به کردها:
    یکی نیست بهش بگه آخه کوس خول اگه عقلت کار میکنه میرفتی واسه خودتون یه فکر میکردین و روزو شب تو درهها وکوها کون نمیدادین .یکی نیست بهش بگه اگه تو با تجزیه شدن مخالفی چرا خودت داری مردم به تجزیه کردن سایر کشورها تشویق میکنی ….هه هه شما کرد ها تو تاریخ حتی یک بار هم حکومت نداشتین جز تجاوز به ناموس یکدیگر و زندگی حیوانی چیزی نداشتین حالا اومدی بین تورکها که روزگاری حاکم آسیا بودن داری حرف میزنی برو برو کنار باد بیاد کس خول …..کوس خول بودنتون رو تو دنیای مجازی هم به اثبات رسوندید .

  2. آدالار 17 ژوئن 2011 در 3:39 ب.ظ.

    سلام
    مسئولان سایت چطور اجازه میدن یه توهین آشکار اینجا ثبت بشه
    اونم از آدمی که ماهیتش مشخص نیست؟
    از شعر و کلمه هم چیزی حالیش نیست

  3. دوددورودو 19 ژوئن 2011 در 10:38 ق.ظ.

    به فیاض:بربری اول اصل و نصبتو مشخص کن از چنگیزی یا از تیمور بعد بیا حماقت خودتو ثابت کن و چرت و پرت بگو

  4. کاتب 19 دسامبر 2011 در 3:26 ق.ظ.

    متاسفانه در سرزمین ما همه فکر می کنند در هر زمینه ای صاحب نظرند و بدون فکر ب همه کس و همه چیز نظر می دهند و سخن بیهوده می گویند من از شاعر گرانقدر این اثر خیلی خجالت کشیدم که افرادی مثل «فیاض» به اثر ادبی ایشان سخن بیهوده ای گفته است از مسئول سایت هم انتظار نمی رود چنین نظرات پوچی را منتشر نمایند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: