ضرورت نگاه علمی به قومیت ها

گفتگوی اختصاصی هفته نامه اترک ۲شنبه ۲۰تیرماه ۱۳۹۰ با  استاد اسماعيل حسين پور عضو شوراي اسلامي شهر شيروان

 بخش هایی از این گفت وگو

متن کامل این گفت و گو در ادامه مطلب

برخی از بزرگواران، دیدشان این است که قومیت‌ها یک چالش‌اند. و با یکسان‌سازی زبانی می توان وحدت ایجاد کرد. که البته این برخلاف گفته قرآن کریم است که از زبان‌ها و رنگ‌ها به عنوان آیات و نشانه‌های خدا یاد کرده است.

اما مشکل ما این است که چون در خراسان چند قومیت هستند، صدا و سیما نباید به زبان این قومیت‌ها برنامه داشته باشد. درحالیکه این بزرگ‌ترین ظلم است. چرا نباید قومیت ها به زبان محلی خود برنامه داشته باشند، درحالی که چهار برنامه در حد نیم ساعت، متناسب با جمعیت قومیت‌ها می‌تواند گره‌گشای کار باشد.

. در واقع فرهنگ تمام این قومیت‌ها در کنار هم، فرهنگ ملی ایران را تشکیل می‌دهند. اگر اینها را از فرهنگ ایران بگیریم، دیگر ما چیزی نداریم، یعنی نمی‌شود فرهنگ ملی ایران را جدای از قومیت‌ها در نظر گرفت. باید همه‌چیز این قومیت‌ها برای ما عزیز باشد. نمی‌توان گفت مثلاً بر فرض این قومیت خوب است اما زبانشان به درد نمی خورد، قومیت خوب است اما لباسشان به درد نمی‌خورد، این قومیت هم خوب است اما حیف که این نوع موسیقی را دارد. اگر هم از لحاظ موسیقی این نگرانی را داریم، دلیلش این است که به آن جهت نداده‌ایم، هدف نداده‌ایم. چند تا کلاس گذاشتیم که هنرمندان را توجیه کنیم که در خوانش موسیقی‌تان، فلان معیار و چهارچوب رعایت شود؟ ما فقط به دنبال محدودیت‌ها بوده‌ایم. آقا این موسیقی در بجنورد اجرا نشود، چرا اجرا نشود؟ خوب بعد مردم مجبور می‌شوند به هر بهانه‌ای دور هم جمع بشوند، یک عروسی اگر جایی باشد، با دعوت یا بی دعوت، می‌روند فقط برای اینکه صدای هنرمندان را بشنوند. این نشان می‌دهد که دید علمی وجود ندارد و ما خواهشمان از مسئولان زحمتکش و حتی نهادهای امنیتی این است که روی این قضیه کمی بیشتر کار بشود. اینکه فقط از یک جهت به این مسائل نگاه شود، هم ظلم به انقلاب ماست و هم ظلم به کشورمان، و هم ظلم به قومیت‌هایمان.

الآن متأسفانه وقتی فضای فرهنگی ترسیم نمی‌شود، و نه فضایی هست که موسیقی باشد و و نه فضایی هست که شب شعری به زبان قومیت هاباشد این بی اعتمادی رابالاتر می برد. به عنوان مثال عرض می‌کنم، برای جعفرقلی، ما می‌خواهیم یک همایشی اشته باشیم، نمی‌دانیم چرا برگزار نمی‌شود؟ ما الآن افتخار می‌کنیم برای مختوم‌قلی شاعر عزیز ترکمن همایش می‌گذارند، بزرگداشت می‌گذارند، الحمدلله خیلی هم خوب است، ولی خوب انتظار ما این است که برای جعفرقلی شاعر وعارف ربانی که  در اشعارش، آیات و احادیث بسیاری هست و دلداده ائمه اطهار بوده، برای این بزرگوار هم یک بزرگداشتی برگزار بشود، یا مثل یک مورد دیگرسردار عیوض قهرمان مبارزه باروسها پس از انعقاد قرارداد آخال، الآن ستارخان و باقرخان، رئیس علی دلواری و میرزاکوچک‌خان جنگلی (گیلانی) با افتخار از اینها یاد می‌شود، اما تا اسم سردار عیوض را بگیریم، خیلی از بزرگواران برآشفته می‌شوند. یا سریع می‌گویند این قومیت جویی و برتری‌جویی است! درحالی که اصلاً این نیست. بحث ما این است که در شمال خراسان، باید این کار صورت بگیرد و بستر لازم برای معرفی فرهنگ و داشته‌های مردم فراهم بشود. مشکل ما این است که نتوانسته‌ایم اینها را معرفی کنیم و مسئولان محترم ما شاید یک نوع حساسیت‌هایی دارند. مطبوعات، مراکز علمی و غیره، می‌توانند فرهنگ‌های استانمان را معرفی کنند، و در کنارش، فرهنگ کرمانجی را. وقتی فرهنگ‌ها همه معرفی بشوند، مردم متوجه می‌شوند که چه قدر این فرهنگ در رشد و تکامل فرهنگ اصیل ایرانی نقش داشتند.

در تالارهای عروسیمان، تالارهایی که در شهر هست، خیلی آلات موسیقی محلی را محدود کرده‌اند. وقتی این اتفاق افتاد، طرف روی می‌آورد به موسیقی اروپایی. یعنی تالارهای موسیقی از صداهای زیبای کمانچه و دهل و سورنا خالیست

اخیرا موسیقی بخشی های شمال خراسان ثبت جهانی شده است، چه کسی آمده بگوید آقا اصلاً بخشی یعنی چه و چه جایگاهی دارد؟ موسیقی مقامی یعنی چه و چه تفاوت‌هایی با موسیقی های دیگردارد؟ انگار یک منکری رخ داده است.یعنی به رغم این که یونسکو هم این را ثبت کرده، برخی فکر می‌کنند که یک منکری صورت گرفته است،یعنی هنوز نگاهشان به موسیقی، نگاه لهو ولعب است

متن کامل این گفت و گو در ادامه مطلب

 

 

گفتگوی اختصاصی باهفته نامه اترک ۲شنبه ۲۰تیرماه ۱۳۹۰

تهیه وتنظیم: حسین فیروزه ،سردبیر هفته نامه اترک

– شما به عنوان یکی از چهره‌های فعال و شناخته شده در بخش فرهنگی و به خصوص اقليت هاي بومي شمال خراسان و به ويژه قوم كرمانج هستيد. لذا براي خوانندگان ما توضيحي مقدماتي براي اين اقليت بفرماييد.

– به نام خدا. من هم عرض سلام دارم خدمت حضرتعالی و همه عزیزان پرتلاش هفته‌نامه اترک و امیدوارم اترک همیشه مانند نامش، در جوش و خروش و حرکت و زایندگی و بالندگی و پویایی باشد و بتواند منشأ برکات و فرهنگ‌سازی و بسترسازی بیشتر باشد،  همانطور که حالا هم هست،. البته قبل از پاسخ به سؤالتان باید عرض کنم که تمام فرهنگ‌های ایرانی، مثل گل‌های باغی هستند که تمام باغ را آراسته‌اند. در همین خراسان عزیز، قومیت‌های مختلفی وجود دارند. در مورد این قومیت‌ها، کار خاصی صورت نگرفته، یعنی به عقیده من به صورت علمی به قومیت‌ها نگاه نشده است.علی‌رغم تلاش‌هایی که مسئولان ما دارند متأسفانه در بعضی مواقع نگاه امنیتی به موضوع قومیت‌ها می‌شود.البته مرزهای جغرافیایی ما طوری هستند که همیشه خطر تاثیر بیگانگان برقومیت ها وجود داشته است ، وجود جمهوری ترکمنستان درترکمن‌صحرا را در نظر بگیرید، از آن طرف آذربایجان، از آن طرف کردستان، یا از آن طرف خوزستان، از این طرف هم بلوچستان. متأسفانه مرزهای ما هم طوری است که درصورت عدم نگاه علمی به قومیت ها،تعلق خاطر به آن سوی مرزها ایجاد خواهد شد و حکومت‌ها هم این دغدغه را دارند. گروهی براین باورنداگر فضای بیشتری برای قومیت هافراهم شود، فکرگرایش به آن سوی مرزهابیشتر می شود، درحالی که زمانی گرایش بیشتر می‌شود که از داخل رویگردان شوند.وقتی داخل مرز، مردم آزادی داشته باشند، فرهنگ، آداب و رسوم و سنت‌هایشان را داشته باشند،از آن سوی مرز رویگردان می‌شوند. حتی از آن سوی مرز به سوی داخل تعلق خاطر و همگرایی ایجاد می‌شود. البته دشمنان ما هم دنبال قضیه قویت‌ها هستند و به عنوان یک پتانسیل به آن نگاه می‌کنند. اما ما معتقدیم که اگر درست حرکت کنیم و یک نگاه علمی داشته باشیم، به عنوان یک فرصت از قومیت‌ها می‌توان بهره گرفت. چون برخی از بزرگواران، دیدشان این است که قومیت‌ها یک چالش‌اند. و با یکسان‌سازی زبانی می توان وحدت ایجاد کرد. که البته این برخلاف گفته قرآن کریم است که از زبان‌ها و رنگ‌ها به عنوان آیات و نشانه‌های خدا یاد کرده است. من معتقدم ما نباید به دنبال یکسان‌سازی زبانی باشیم. ما راه‌های دیگری برای ایجاد یکدلی و وحدت داریم. آن هم این است که حرمت بگذاریم برای همه انسان‌ها، حرمت بگذاریم برای قانون، و حرمت بگذاریم به این مردم. قطعاً این، وحدت را ایجاد می‌کند. قوم کرمانج هم که در شمال خراسان یک اکثریت غالبی هستند، از دیرباز در مرزها مشغول حراست ودفاع از مرزهای کشور عزیزمان بوده اند. در مقابل هجوم بیگانگان ایستاده‌اند و چه شهیدانی تقدیم کرده‌اند. در جنگ هشت ساله هم کردهای خراسان ثابت کردند که وفادار به نظام و وفادار به آرمان‌های انقلاب و وفادار به میهن و کشورشان بوده‌اند. روستای پنجاه‌خانواری «بلقان»نزدیک به بیست شهید کرد داده است. البته قصد من، برتری جویی نیست. ولی بحث این است که مردم در صحنه‌هایی که لازم بوده، دین خودشان را به انقلاب ادا کرده‌اند و حالا وقت ماست که برای این مردم حرمت قائل شویم و گروهی فکر نکنند که قومیت ها فقط برای جنگ‌ و دفاع  خوب هستند. البته یک بدی‌ هم هست، که قومیت‌ها اطراف مرزها را گرفته‌اند.

– در واقع این هم مي تواند نقطه قوت باشد و هم نقطه ضعف.

– بله، دقیقاً. الآن هر جنگی هست، اول قومیت‌ها کشته می‌شوند. از هر سمتی که خدای ناکرده بخواهد حمله‌ای بشود. مرزها طوری هستند که همیشه یک تقابلی هست. هر جنگی بشود، قومیت‌ها در لبه مرز هستند. پس اگر قومیت‌ها را حفظ کردیم، آنها از انقلاب و کشورشان دفاع می‌کنند، اگر به قومیت‌ها بی‌حرمتی کردیم، حرمت قومیت‌ها را حفظ نکردیم، و نگاه امنیتی به مسئله قومیت‌ها داشتیم، قطعاً آنها وفادار به نظام و انقلاب نخواهند بود.

– لا به لای صحبت‌هایتان اشاره به عدم نگاه علمی به مقوله قومیت‌ها داشتید، منظور دقیقتان از نگاه علمی به قومیت ها چیست و اینکه چطور باید به این موضوع پرداخته بشود؟

– قومیت، یک تعریف خاص خودش را دارد. بعضی‌ها فکر می‌کنند قومیت یعنی پراکندگی، آشفتگی. اگر ما متصور باشیم که همه اینها پازل‌هایی هستند که ایران عزیز را تشکیل می‌دهند، اگر نگاه ما این باشد به قضیه قومیت‌ها، مشکل حل می‌شود. اما مشکل ما این است که چون در خراسان چند قومیت هستند، صدا و سیما نباید به زبان این قومیت‌ها برنامه داشته باشد. درحالیکه این بزرگ‌ترین ظلم است. چرا نباید قومیت ها به زبان محلی خود برنامه داشته باشند، درحالی که چهار برنامه در حد نیم ساعت، متناسب با جمعیت قومیت‌ها می‌تواند گره‌گشای کار باشد. وقتی ما می‌گوییم نگاه علمی نیست، تا قرار است برنامه شب شعری گذاشته شود، تا قرار است جلسه‌ای گذاشته شود که در راستای فرهنگ باشد، نمی گویند آقا حق طبیعی اینهاست، مثال می‌زنم برایتان. تا قرار است یک عروسی برگزار شود، خیلی‌ها به این تکاپو می‌افتند که چه انگیزه‌ای پشت این است، درحالیکه یک عروسی با سبک و سیاق قومیتی، خلاء نبودن رسانه‌های فرهنگی است، خلاء نبودن جشنواره‌های فرهنگی است. مردم هنرمندانشان را ندیده‌اند، صدایشان را نشنیده‌اند، از اینجا بلند می‌شوند می‌روند به جنگل گلستان، فقط برای دیدن یک عروسی و به خاطر اینکه صدای هنرمندانشان را بشنوند. اگر ما نگاه علمی به قضیه قومیت‌ها داشته باشیم، در شهر بجنورد چند فستیوال و یا چند برنامه فرهنگی می‌گذاریم تا هنرمندان برنامه‌هایشان را اجرا کنند؟ ولی خوب متأسفانه اعمال سلیقه‌ها زیاد است. ار لحاظ قانونی هم محدودیتی نداشته ولی اعمال سلیقه‌ها زیاد است. این اعمال سلیقه‌ها باعث شده که نگاه علمی به این قضیه نداشته باشیم. یعنی پتانسیل، ظرفیت‌ها، قابلیت‌ها، فرهنگ، موسیقی و هنر قومیت‌ها را نادیده گرفته ایم. نیامده ایم تحلیل کنیم که بدانیم اینها چه قابلیت‌هایی دارند، و این جدا از فرهنگ ملی ایران نیست. در واقع فرهنگ تمام این قومیت‌ها در کنار هم، فرهنگ ملی ایران را تشکیل می‌دهند. اگر اینها را از فرهنگ ایران بگیریم، دیگر ما چیزی نداریم، یعنی نمی‌شود فرهنگ ملی ایران را جدای از قومیت‌ها در نظر گرفت. باید همه‌چیز این قومیت‌ها برای ما عزیز باشد. نمی‌توان گفت مثلاً بر فرض این قومیت خوب است اما زبانشان به درد نمی خورد، قومیت خوب است اما لباسشان به درد نمی‌خورد، این قومیت هم خوب است اما حیف که این نوع موسیقی را دارد. اگر هم از لحاظ موسیقی این نگرانی را داریم، دلیلش این است که به آن جهت نداده‌ایم، هدف نداده‌ایم. چند تا کلاس گذاشتیم که هنرمندان را توجیه کنیم که در خوانش موسیقی‌تان، فلان معیار و چهارچوب رعایت شود؟ ما فقط به دنبال محدودیت‌ها بوده‌ایم. آقا این موسیقی در بجنورد اجرا نشود، چرا اجرا نشود؟ خوب بعد مردم مجبور می‌شوند به هر بهانه‌ای دور هم جمع بشوند، یک عروسی اگر جایی باشد، با دعوت یا بی دعوت، می‌روند فقط برای اینکه صدای هنرمندان را بشنوند. این نشان می‌دهد که دید علمی وجود ندارد و ما خواهشمان از مسئولان زحمتکش و حتی نهادهای امنیتی این است که روی این قضیه کمی بیشتر کار بشود. اینکه فقط از یک جهت به این مسائل نگاه شود، هم ظلم به انقلاب ماست و هم ظلم به کشورمان، و هم ظلم به قومیت‌هایمان. من معتقدم در کنار ابعاد دیگر عدالت اجتماعی، عدالت قومیتی هم بحثی است که باید به آن پرداخته شود. بر فرض شما فیلم‌های تلویزیون را نگاه کنید، زبان غنی ترکی اسباب استهزاء برخی فیلم ها شده است.گاهی می‌بینیم دوکرد با لباس کردی دارندعلیه نظام کار می‌کنند. بلوچ‌ها را قاچاقچی نشان می‌دهند، بوشهری‌ها راهم همین طور. نمی‌خواهیم بگوییم که این مسائل نیست، اما اینهاعوارض طبیعی مرز و نقاط مرزی است و نباید فضا به این سمت پیش برود که قومیت‌ها تحقیر بشوند، به عنوان قاچاقچی، به عنوان ضد نظام، به عنوان افراد فرصت‌طلب معرفی بشوند، و اینها ظلم به قومیت‌هاست. و در خیلی از موارد هم فیلم‌های سینمایی ما در همین جهت هستند. و این یک نوع بی‌اعتمادی به قومیت‌هاست.

– برای ترسیم درست فرهنگ اقليت ها در منطقه به اعتقاد شما چه راه‌هایی وجود دارد؟

– فرهنگ ها از هم جدا نیستند، اما من اختصاصاً به فرهنگ کرمانجی می‌پردازم. همانطور که عرض کردم، باید یک نگاه علمی به این موضوع داشته باشیم، حداقل یک کنفرانس داشته باشیم که این کردهای خراسان که هستند، پیشینه شان، تاریخشان، هنرشان، و داشته هایشان را به مردم معرفی کنند. یعنی وقتی من که  با فرزندم دارم به زبان مادری‌ام صحبت می کنم، احساس کنم که فرزندم یک هویتی دارد. یک بودنی دارد، و به بودنش افتخار کند و احساس سرشکستگی نکند. ولی الآن متأسفانه وقتی فضای فرهنگی ترسیم نمی‌شود، و نه فضایی هست که موسیقی باشد و و نه فضایی هست که شب شعری به زبان قومیت هاباشد این بی اعتمادی رابالاتر می برد. به عنوان مثال عرض می‌کنم، برای جعفرقلی، ما می‌خواهیم یک همایشی اشته باشیم، نمی‌دانیم چرا برگزار نمی‌شود؟ ما الآن افتخار می‌کنیم برای مختوم‌قلی شاعر عزیز ترکمن همایش می‌گذارند، بزرگداشت می‌گذارند، الحمدلله خیلی هم خوب است، ولی خوب انتظار ما این است که برای جعفرقلی شاعر وعارف ربانی که  در اشعارش، آیات و احادیث بسیاری هست و دلداده ائمه اطهار بوده، برای این بزرگوار هم یک بزرگداشتی برگزار بشود، یا مثل یک مورد دیگرسردار عیوض قهرمان مبارزه باروسها پس از انعقاد قرارداد آخال، الآن ستارخان و باقرخان، رئیس علی دلواری و میرزاکوچک‌خان جنگلی (گیلانی) با افتخار از اینها یاد می‌شود، اما تا اسم سردار عیوض را بگیریم، خیلی از بزرگواران برآشفته می‌شوند. یا سریع می‌گویند این قومیت جویی و برتری‌جویی است! درحالی که اصلاً این نیست. بحث ما این است که در شمال خراسان، باید این کار صورت بگیرد و بستر لازم برای معرفی فرهنگ و داشته‌های مردم فراهم بشود. مشکل ما این است که نتوانسته‌ایم اینها را معرفی کنیم و مسئولان محترم ما شاید یک نوع حساسیت‌هایی دارند. مطبوعات، مراکز علمی و غیره، می‌توانند فرهنگ‌های استانمان را معرفی کنند، و در کنارش، فرهنگ کرمانجی را. وقتی فرهنگ‌ها همه معرفی بشوند، مردم متوجه می‌شوند که چه قدر این فرهنگ در رشد و تکامل فرهنگ اصیل ایرانی نقش داشتند.

– به نظر شما عدم اهمیت و توجه مسئولین فرهنگی به نقاط مشترک فرهنگ قومیت‌ها با فرهنگ ملی کشور، تا چه حد می‌تواند بر گسترش هجمه فرهنگی که غرب درصدد آن است، تأثیرگذار باشد؟

– سوال بسيار خوبي پرسيديد، دنیا الآن با نوعی تلاطم و ازخویش‌گریزی روبروست، در برابر هجمه بیگانه، ایران عزیز ما هم قطعاً از این مقوله مستثنی نیست، و یک دغدغه جدی هم هست. مشکلی که در حال حاضر داریم كه استان و قومیت‌ها درگیر آن هستند، این است که درخیلی از موارد، ناخواسته، خودمان فضا را به سمت روی‌آوری به فرهنگ بیگانه سوق می‌دهیم. مثلاً در تالارهای عروسیمان، تالارهایی که در شهر هست، خیلی آلات موسیقی محلی را محدود کرده‌اند. وقتی این اتفاق افتاد، طرف روی می‌آورد به موسیقی اروپایی. یعنی تالارهای موسیقی از صداهای زیبای کمانچه و دهل و سورنا خالیست، ولی به راحتی ارگ و موسیقی مبتذل پخش می‌شود. کسی هم حساسیتی روی این قضیه ندارد و می‌گویند ما مشکل را حل کرده‌ایم. درحالیکه مشکل حل نشده است. بحث این است که وقتی ما آمدیم فرهنگ اصلی‌شان را از آنها گرفتیم، وقتی موسیقی اصیلشان را از آنها گرفتیم، ناخواسته انها را به سمت ماهواره سوق داده ایم، ناخواسته نگاه انها را به بیرون معطوف کرده ایم و این ظلمی  بزرگ هم در حق فرهنگ ملی ایران است و هم در حق قومیت‌ها. اخیرا موسیقی بخشی های شمال خراسان ثبت جهانی شده است، چه کسی آمده بگوید آقا اصلاً بخشی یعنی چه و چه جایگاهی دارد؟ موسیقی مقامی یعنی چه و چه تفاوت‌هایی با موسیقی های دیگردارد؟ انگار یک منکری رخ داده است.یعنی به رغم این که یونسکو هم این را ثبت کرده، برخی فکر می‌کنند که یک منکری صورت گرفته است،یعنی هنوز نگاهشان به موسیقی، نگاه لهو ولعب است. من در کتابی خواندم که موضوع پرداختن به قومیت‌ها، مصداق همسویی بابیگانگان وتهاجم فرهنگی است. یعنی هر کس به این موضوع بپردازد، ضد نظام است و این یک بیماری مهلک است که کتابی با این تیراژ چاپ بشود. یعنی مثلاً الآن من و شما که داریم به این مسئله می‌پردازیم، دنبال این هستیم که خدای ناکرده مشکل ایجاد کنیم، خط قرمزهای نظام یک سری چیزهایی هست که همه باید رعایت کنیم و به آن احترام بگذاریم و در چارچوب قانون عمل کنیم. ولی نباید سلیقه شخصی جایگزین قانون باشد. وقتی که هیچ مسئله‌ای نیست و کار غیرقانونی انجام نشده، نباید از روی توهم و شبهات بیاییم و جلوی فعالیت‌های فرهنگی سالم یک مجموعه، مخصوصاً قومیت‌ها را بگیریم.

بعنوان اخرین سؤال، باتوجه به صحبت‌هایی که فرمودید، اهمیت دادن به فضای فرهنگی قومیت‌ها در مناطق، برای کشورها می‌تواند بعنوان یک نقطه قوت بوده و در مواقع بحرانی به داد کشور برسد. این مدیریت را از سمت مسئولین با چه راهکارهایی می‌شود به وجود آورد؟

– باید از سلایق اکثر قومیت‌ها استفاده شود. از اندیشه‌های قومیت ها استفاده بشود. باید صدای قومیت ها شنیده شود و راه اینها هم رسانه ها هستند، روزنامه‌ها هستند. باید جایگاه قومیت ها در صدا و سیما و در نشریات حفظ شو وپرداختن به آن رارسالت شان تلقی کنند، و این یعنی فضا برای معرفی قومیت‌ها وجود داشته باشد. وقتی فضا فراهم شد، قطعاً یک ارتباط خوبی ایجاد خواهد شد و مشکلی که ما داریم این است که به این فضا، نمی‌پردازیم، مخصوصاً در استان انتظار ما این است که حداقل به این مسائل پرداخته شود. اگر باور و نگاه ما به قومیت‌ها اصلاح شود، قطعاً قومیت ها هم با دلگرمی بیشتر در صحنه خواهند بود. وقتی مقام معظم رهبری به زبان ترکی صحبت می‌کند، نشان دهنده اهمیت زبان‌هاست. پس من که مثلاً فرماندار هستم، نباید خجالت بکشم از کردی صحبت کردن، و این الگوی خوبی است که باید از آن پیروی کرد و  نظرم این است که در صدا و سیمایی مثل خراسان شمالی، که به بهانه حضور چهار قوم، به زبان هیچ کدام از این اقوام صحبت نمی شود،این یک کار کاملاً غیرفرهنگی است حالا شاید توجیهاتی باشدکه قانع کننده نیست

– ممنون که وقتتان را در اختیار ما گذاشتید.

– خواهش می‌کنم امیدوارم که همیشه موفق باشید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: