علیرضا سپاهی لائین ، شاعر مردم ومیهن

 

آقای سپاهی از شاعران کُرد شمال خراسان است

به قلم استاد اسماعیل حسین پور

دربین شاعران امروزخراسان علیرضا سپاهی لائین نامی سرآمد است.شعرش همه شوراست وزندگی، همه امید است وصداقت . زیباسرایی های  این روح بی قرار «هزارمسجد «ی اورابلند آوازه کرده است.

شاعر «مردم » و»وطن»ش که درپهنای دلش» شیرازجای دارد و ری و تبریز هم» وبه نوعی همه ی ایران عزیز راچون جان دوست می دارد.اوروایتگر راستین سنگرهای دیروز است.شاعر جبهه وحماسه وفرزندان خورشید.آنگاه که از سرارادت می سراید:

امشب پرازحس شعرم، امشب پرازحس داغم

آهسته آهسته دردی دارد می آید سراغم

این دردرا می شناسم دیروز درجانم افتاد

دیروز وقتی گذشتند مردانی از کوچه باغم

مردان مردی که ناگاه درخویش آتش گرفتند

پروانه هایی که امروز از داغ شان بی دماغم

****

درنورلرزان فانوس شرمنده می پرسم از خویش

مردان خورشید رفتند می سوزد اما چراغم؟!

برای خواندن متن کامل لطفا به ادامه ی مطلب بروید

 

علیرضا سپاهی لائین درسال1350 درروستای «سندیفال» لاین نو دیده به جهان گشود.لایین که درشعرش بااوهمزبان وهم نفس است آن گاه که می سراید:

غیر از خیال تنت نیست حالی ام

اماهنوزآیینه ی بی خیالی ام

ای باغ انتظار توراگم نکرده ام

من نیز مثل توخسته ی این خشکسالی ام

اوباذوق شیرین شاعرانه اش وبا زبانی درخور و ساده و ستودنی  توانست درسال67 درنخستین مسابقه ادبی دانش آموزان خراسان مقام اول رابه دست آوردواز آن پس درجشنواره های مختلف خوش درخششیده است وامروز بیش از10کتاب ازاو به چاپ رسیده است که «ازخوبی وزیبایی»  نثر شاعرانه ودیگر آثارش شعرهای اویند.

برخی آثار اوعبارتند از:

من بچه دهاتم

پدربزرگ قصه بگو

یادش به خیر جنگ

زائرکوچولو

پروانه ای پرزد

زیر درخت گیلاس

غنچه ی نشکفته ی پرپر

گزیده اشعار

از خوبی وزیبایی

ما به روایت من

عشق ما رانمی دهد بازی

درآثار علیرضا سپاهی لائین ارادت به ائمه ی اطهار»س» موج می زند.درشعرش امام رضا»ع» عزیز دل هاست.کاروان رفته ودلش هنوزدرغدیرباکاروان سالار است.ودرکربلا آب راخواب می بیندودرسکوت حسن»ع» تیغی نهفته را به نظاره می نشیند.علیرضا شاعر دین وآیین است واین رابه زیبایی دراشعارش فریاد کرده است.

اوبیش از20سال سابقه روزنامه نگاری ونویسندگی درصداوسیما ونشریات رادرکارنامه پرافتخارش داردوامروز سپاهی لائین الگوی انبوه شاعران ونویسندگان استان وکشوراست که به رغم تنگناهای گوناگون اقتصادی توانسته است باچاپ آثارش دینش رابه مردمش اداکند.

مردمی که اورادوست دارند مردمی که سخت بی تاب ودلداده ی اویند.مردمی که از لاین تا جنگل گلستان باشعرهایش قد می کشند وتمام بودنشان در شعر اوموج می زند.

علیرضا سپاهی لائین نه تنها برای خراسانیان یک افتخار است بلکه شاعران جبهه وجنگ اوراچون جان عزیزش می دارند.محمد کاظم کاظمی، علیرضا قزوه، محمود اکرامی،و…نیک می دانند که سپاهی کیست.اورامی شود لای شعرهایش خواند ومرور کرد.اوکه غم ها ودردهای سترگ رابه جان می خردوچه زیبا سروده است:

گفتند غصه ی زن وفرزند می خورم

اما دریغ آن چه نگفتند می خورم

این دردهای کوچک ازاین مرد دورباد

من چوب دردهای تنومند می خورم

بی شک شعراو رابسیاری برلب دارند.آنان که نیک می دانند علیرضا زبان آنهاست

وهمچنان نام نازنین ونجیبش راباشعرهایش می نوشندودرآفتاب قد می کشندوآسمان باتمام سخاوتش برسر شان دست می کشد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: