مرا کشت چشم انتظاری مسافر

سی روز گذشت

مرا کشت چشم انتظاری مسافر

بیا با شکوهی که داری، مسافر

ببین مانده یک مشت زانوی لرزان

در این سوی امیدواری، مسافر

ببین خشک شد خون مردان دریا

و شد باد در باد، جاری مسافر

سی روز است که وبلاگ اتفاقا ما به روز نمی شه اما موضوع فقط به روز شدن یک وبلاگ نیست

سی روز است که پدری به خونه بر نگشته هر شب فرزندانش با امید دیدن پدر می خوابند شاید

فردا با صدای پدر از خواب بیدار شوند

علیرضا سپاهی شاعر و نویسنده کُرد خراسان از تاریخ 8 مُرداد در بازداشت است

بازداشتی که باعث نگرانی تمامی فرهنگ دوستان و شعرای این دیار شده .

علیرضا مبتلا به بیماری دیابت هست و می باید در هر روز مرتبا در وعده های مشخص انسولین

تزریق کند و قند خونش رو کنترل

دربین شاعران امروزخراسان علیرضا سپاهی لایین نامی سرآمد است.

شعرش همه شوراست وزندگی، همه امید است وصداقت .

زیباسرایی های  این روح بی قرار «هزارمسجد «ی اورابلند آوازه کرده است.

بی شک شعراو رابسیاری برلب دارند.آنان که نیک می دانند علیرضا زبان آنهاست

عمری است ما برای دل بت پرست خویش
بت می کنیم بت شکنان را به دست خویش!
ما کشته ی ارادت کوریم و بی دلیل
جان می دهیم بر سر عهد الست خویش!
ما را دو چشم بسته و یک شوق کافی است
تا دل اسیرمان کند و پای بست خویش!
تنها تمام در قدم مرگ می شود
رنجی که می بریم از این طبع پست خویش!
در قوم ما به ضرب تبر هر که بت شکست
پیروز می شود به بهای شکست خویش
بت می شود دوباره خودش باز٫ ناگزیر
در انتظار ضربه ی دستی به هست خویش!
افسوس! آن که بت شکنی یادمان دهد
یادش به باد می رود از ضرب شست خویش
روزی که بت به باده پرستی رها کنیم
خواهیم شد چو خوشه ی انگور مست خویش!

علیرضا سپاهی لایین

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: