یاد کردی از شاعری که در بند است؟؟

«علیرضا سپاهی لایین شاعر و نویسنده ی کُرد شمال خراسان از تاریخ 8 مُرداد در بازداشت است و تا کنون دیدار یا تماسی با خانواده نداشته 

شایان ذکر است علیرضا سپاهی مبتلا به بیماری دیابت است ومی بایست در روز در وعده های مشخص انسولین تزریق کند»

نوشتار زیر به قلم :

علی اصغر ضیائی لائین

علیرضا سپاهی لائین از شمار شاعرانی است که به دو زبان پارسی و کُردی کُرمانجی در اندازه مطلوب وعالی شعر می سراید واین مهم برکسی پوشیده نیست ، بویژه شاعران و کسانیکه وی را می شناسند .ایشان علاوه بر شعر در نثر نویسی وگویندگی کمتر همتایی دارد ، با توجه به اینکه زبان مادری سپاهی لائین کُردی خراسانی است (کُرمانجی ) بیشتر از شاعران پارسی زبان بر قواعد ونکات ادبی وشعر چیرگی دارند .بی اغراق می توان ادعا کرد سپاهی از شاعران ارزشی وولایی کشور است که نزد رهبر معظم انقلاب در دهه 70 شعر خوانده است ومورد توجه معظم له واقع شد ه است .بانگاهی به آثار چاپی ونوشتاری وی می توان به اظهار علاقه ایشان  به کشور ، اسلام ، دین ، ائمه اطهار ، جنگ تحمیلی وارزشهای انقلاب اسلامی پی برد .برخی از آثار استاد عبارتند از  :

 

من بچه دهاتم

پدربزرگ قصه بگو

یادش به خیر جنگ

زائرکوچولو

پروانه ای پرزد

زیر درخت گیلاس

غنچه ی نشکفته ی پرپر

گزیده اشعار

از خوبی وزیبایی

ما به روایت من

عشق ما رانمی دهد بازی

علاوه بر این آثار نوشتاری وچاپی آثار چاپ نشده ای نیز دارند که در آینده نزدیک چاپ خواهد شد .شوربختانه آثار وی به زبان کورمانجی تا کنون چاپ نشده است .امیدواریم به زیور چاپ آراسته شود وعلاقه مندان به مراد خویش، که اشعار ونوشته هایی به زبان مادری است ، برسند. در زیر نمونه شعری  چاپ نشده از وی که در خصوص قیام مردم  در بهمن ماه سال 57 است و در سی امین سالگرد پیروزی انقلاب سروده شده است به خوانندگان گرامی پیشکش می شود:

 

فوران بهمن ازدی

بنواز تار وسورنا ،دهل وکمانچه ونی               که شد از صدای مردم فوران بهمن از دی

که رسید چهلچراغی به شبی  ز کوچه باغی             به کفش عیان ایاغی که دهد به عاشقان می

همه جا عبور دلبر ،همه در هوای دیگر                 همه دل به دست رهبر که صلایشان دهد کی

چه صلای سهمگینی ! چه غریو بی قرینی                    که به دوستان دهد حال وبه  دشمنان زند هی!

همه نور آفتابش ،همه شور انقلابش                       که گرفت از خراسان وگذشت از قم وری

بنگر که علم وایمان شده کار ما کریمان                  به شکوه بندگیمان چه کسی نمی برد پی ؟!

چه خوش است سال سی مان وسرود پارسی مان        پس از آن بهار پرگل که رسید وشد خزان طی !

هله جان پر کن از خم ، برسان به کام مردم          که ز دست ماه هشتم همه می رسد پیاپی

اگر ای نسیم بهمن برسی به رهبر من                  ببر این سلام مارا برسان به حضرت وی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: