در 60 ثانيه كودک تان را تربيت كنيد

مترجم: نويد فرامرزي

كودك دو ساله شما ديوار را با ماژيك خط خطي كرده است، بچه پنج ساله تان پس از اينكه به او كلمه «نه» گفتيد باز هم شيريني مي خواهد، فرزند هفت ساله شما دروغ مي گويد… . . ممكن است در لحظه اول، از عصبانيت منفجر شويد، اما براي رسيدن به يك راه حل بهتر بايد صبور بود. در واقع آن چه به آن نياز داريد نقشه يك بازي است. اين طرح مي تواند تقريبا راهكار كلي باشد. اگر روش 60 ثانيه اي را به كار بريد، به نتيجه بهتري خواهيد رسيد. در اينجا شش مرحله ساده براي دستيابي به اين هدف وجود دارد.

    10ثانيه اول: واكنش سريع
اولين كاري كه شما انجام مي دهيد، گرفتن ماژيك از كودك، جدا كردن او از خواهر و برادرانش در موقع دعوا يا بردن كودك به اتاق ديگر است. يكي از متخصصين به اين كار، مداخله سريع مي گويد: نبايد توقع داشت كه به كودك فرمان ايست مي دهيد و او هم اجرا كند. هميشه حفظ امنيت بچه ها بر مسايل ديگر مقدم است، اگر در وجود كودكتان هنوز زمينه هاي خطر و درگيري وجود داشته باشد، بهترين راه، دور كردن او از محيط است. پروفسور و استاد دانشگاه بوستون مي گويد: «شما بايد هر چيزي را كه باعث به وجود آمدن مشكلات ديگر شود از دسترس كودك دور كنيد. كودكتان بايد توجه خود را به شما و موقعيتي كه در آن قرار دارد معطوف كند. وگرنه خوردن شيريني و آزار و اذيت خواهر و برادر تبديل به نوعي سرگرمي براي او خواهد شد.» در صورت لزوم خودتان و فرزندتان را از صحنه هياهو و جار و جنجال دور نگاه داريد.

 10ثانيه دوم: حفظ آرامش
عصباني شدن كار سختي نيست اما چگونگي كنترل آن مهم است (مديريت پرخاشگري)؛ اگر بگوييد كه عصباني نمي شوم حرفتان غيرمنطقي به نظر مي رسد بلكه بايد احساسات بد و خشونت را كنار بگذاريد چون كودكان مي دانند كه چه وقت عصباني مي شويد؛ حتي اگر سعي كنيد آن را بروز ندهيد. آنچه كه در حقيقت به آن نياز داريد كنترل خشم و عصبانيت است. به گفته يكي از متخصصين اگر در يك خانواده شلوغ و پرهياهو بزرگ شده باشيد كه همه فرياد مي زدند، بيان كردن احساسات، كار بسيار مشكلي است. شما بايد كوتاه ترين و مناسب ترين راه را از بين راه هاي گوناگون پيدا كنيد. يعني به جاي اينكه بگوييد: « اي پسر بد» با صداي بلند بگوييد: «آ، آ.» اين كار باعث آرامش شما مي شود و همچنين كودك، ديگر احساس حقارت نمي كند. خونسرد بودن علاوه بر اينكه اوضاع و احوال را آرام تر مي كند به فرزندتان نيز فرصت مي دهد تا حرف هايتان را بهتر بشنود. اگر فرياد بزنيد، همه چيز را از پايه خراب خواهيد كرد چون فرزندتان به جاي پي بردن به كار اشتباهي متوجه خشم و ناراحتي شما مي شود.

10ثانيه سوم: شناخت موقعيت
براي چند ثانيه هم شده به آن چه كه واقعا اتفاق افتاده، توجه كنيد. براي مثال: مادري چندين بار به پسرش در مورد خط كشيدن با مداد بنفش روي ديوار اتاق خواب گوشزد مي كند، در و ديوار همه خط خطي بودند و او بسيار عصبي بود. به نظر مي رسيد كه پسرش پشيمان شده و با عكس العمل مادر، قلبش شكسته است. چند لحظه بعد با كمي بردباري متوجه مي شود كه كار او تقليدي از كتاب «هارولد و مداد شمعي بنفش» بوده است. از نقطه نظر او، اين يك كار «سازنده و خلاق بود». البته با درك احساسات و عواطف كودكان، در و ديوار و تختخواب، سالم و تميز نمي مانند بلكه باعث بروز احساساتش در يك موقعيت كاملااستثنايي مي شود. در نظر گرفتن موقعيت، كار دشوار و سختي است؛ يعني شما بايد دريابيد كه چگونه درگيري و برخورد را از تمام چيزهايي كه همانند آن در گذشته بوده و ممكن است در آينده نيز اتفاق بيفتد جدا سازيد. بداخلاقي يك كودك سه ساله ممكن است مربوط به گرسنگي او باشد، ژوليدگي يك بچه هشت ساله بر سر ميز صبحانه شايد در اثر كمبود خوابش باشد. به عبارت ديگر، مجددا بايد موقعيت خود را در نظر بگيريد. از خودتان بپرسيد كه آيا عواملي وجود دارد كه بتوان به كمك آنها از بروز اين رفتار در آينده جلوگيري كرد؟ هيچ وقت نگوييد: «چند بار به تو گفتم كه…؟»مهم نيست. باز هم دوباره و دوباره بگوييد.

10ثانيه چهارم: حرف زدن با كودك
اگر به فرزندتان فرصت هيچ كاري نمي دهيد، پس بهتر است به جاي كنترل كردن وي و نظم بخشيدن به رفتارش، به او مسووليت بدهيد. او دوست دارد كه از دهان شما بشنود كه چه كار اشتباهي كرده و چگونه مي تواند كار بهتري انجام دهد. گفتن جملاتي مانند: «ما روي ديوار نمي كشيم، ما روي كاغذ نقاشي مي كنيم؛ … يا نبايد شيريني بخوري چون الان نزديك شام است و بعدا مي تواني آن را بخوري»، خيلي موثرتر است. اگر با فرزندتان بحث و جدل كنيد، علاوه بر اينكه نتيجه اي نمي گيريد، تاثير پذيري او نيز نسبت به حرف هاي شما كاهش مي يابد.

10ثانيه پنجم: زمان نتيجه گيري
بعضي از والدين فكر مي كنند كه تنبيه ركن اصلي نظم و تربيت است، اما بسياري از متخصصين با اين كار مخالفند. به عقيده يكي از آنها: نتيجه گيري زماني لازم است كه به ثبات كار مطمئن نباشيم. بيان چهار يا پنج كلمه ساده براي گرفتن شيريني از دست كودك و گفتن: «قبل از شام شيريني نخور» مطمئنا از قاپيدن شيريني بهتر است. اگر كودكان توپ را در خانه پرتاب مي كنند، به جاي تنبيه كردن آنها، بايد توپ را از دسترس شان دور نگاه داشت. اگر نتيجه كار درست همان چيزي است كه فكر مي كرديد، كم كم اثربخشي كلامتان تقويت خواهد شد. آنچه كه مهم و موثر است، فرصت دادن به كودك براي به دست آوردن تجربه و نتيجه اعمالش است.

10ثانيه ششم: رفتارهاي منطقي
خطرات را جدي بگيريد و كاري را كه خودتان نمي توانيد انجام دهيد، تحميل نكنيد. شما براي زندگي كردن وظايفي داريد يعني با گفتن «آخرين شيريني است كه تو مي خوري» يا «تا يك ماه از بازي خبري نيست» نه تنها باعث ناراحتي كودك تان شده ايد؛ بلکه باعث تحليل قواي جسماني خود نيز مي شويد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: