شیخعلی‌خان زنگنه

شیخعلی‌خان زنگنه (1020 ق. – 1100 ق.)، حدود بیست سال تا سال 1100 ق. وزیر شاه سلیمان صفوی بود.

شیخعلی خان فرزند علی بالی بیک زنگنه از ایل کرد زبان زنگنه بود. شیخعلی خان در سال 1049ق به امارت ایل زنگنه رسید و در زمان شاه عباس دوم به سال 1653م. 1064/ق. به عنوان حاکم کرمانشاه منصوب شد. پس از حدود بیست سال وزارت در سال 1100ق. فوت نمود.

 ضرب المثل مشهور شاه می­بخشد شیخ علی خان نمی­بخشد مربوط به این شخصیت تاریخی اس

ت برای خواندن زندگی نامه ی کامل شیخعلی خان زنگنه به ادامه مطلب بروید:

زندگی نامه شیخعلی خان زنگنه

شرح زندگی شیخعلی خان زنگنه به ویژه دوره قبل از وزارتش كار مشكلی است, چراكه, منابع موجود چندان اشاره ای به این مطالب ندارند, لذا كوشیده ایم هر اطلاعی را اگرچه خیلی ناچیز باشد ارج نهاده و در این مجموعه بیاوریم. شیخعلی خان زنگنه فرزند علی بالی بیك زنگنه از ایل كرد زبان زنگنه بود. شیخعلی خان در سال 1020ق متولد شد43. در مورد محل تولد و چگونگی تربیت و سپری شدن طفولیت او اطلاعی در دست نیست. اولین گزارش در شرح حال وی پس از تولد, مربوط به تاریخ انتصاب وی به مقام امیرآخورباشی جلو است. شیخعلی خان در رمضان 1047ق به جای برادرش شاهرخ سلطان كه به مقام امارت ایل زنگنه ارتقا یافته بود به مقام امیرآخورباشی جلو رسید44. وی در نهم جمادی الاولی 1049ق پس از فوت برادرش شاهرخ سلطان به امارت ایل زنگنه رسید 45. شیخعلی خان در زمان عباس دوم ظاهرا به سال 1653م1064/ق به عنوان حاكم كرمانشاه منصوب شد46.

وی در طی ایامی كه حكومت كرمانشاهان را در دست داشت, شایستگی های خود را به ظهور رسانید. او در طی ایام مذكور دست به عمران و آبادانی كرمانشاه گشود47. هم چنین در آن ایام واسطه بین مخالفان منوچهرخان حاكم لرستان و شاه شد و عرایض آن ها را به عرض شاه رسانید48. شیخعلی خان هم چنین در سال 1063ق كه حاكم كرمانشاه بود سلمان خان حاكم كردستان را كه در این سال مصمم به پناه جستن به خاك عثمانی بود گرفتاركرد و او را نزد شاه عباس دوم فرستاد49. كه این امر حاكی از وفاداری شیخعلی خان به خاندان صفوی بود. شیخعلی خان به سال 1066ق به حكومت سنقر و دینور تعیین گردید50.

او در سال 1666م1077/ق از زنگنه به اصفهان فراخوانده شد و به عنوان سردار به منظور جلوگیری از حملات ازبك ها به نواحی شمال خراسان فرستاده شد 51. با مطالعه منابع می بینیم كه شیخعلی خان در امور نظامی فرماندهی برجسته بود و بارها این امر را به ثبوت رسانده بود. شاردن از شیخعلی خان به عنوان فرمانده نظامی برجسته كه سابقه سی ساله در این كار داشته یاد می كند52. حیات سیاسی شیخعلی خان بعد از مرگ عباس دوم و جلوس صفی دوم نه تنها منقطع نشد بلكه خود آغاز شكفتگی جریانی بود كه او را به اوج رساند و منجر به ارتقای وی به مقامات بالای اداری شد. تا جلوس صفی دوم شیخعلی خان هنوز حكومت كرمانشاه را در دست داشت و پس از حمله ازبك ها به ایران مجددا به جنگ با آن ها فراخوانده شد و فرماندهی بخشی از سپاهیان به عهده او محول گشت و به جای وی برادرش به حكومت كرمانشاه رسید53.

پس از آن كه او صلاحیت خود را در مسائل نظامی به اثبات رسانید, در سال 1668م / 1079ق بلافاصله پس از استعفای بوداق سلطان تفنگچی آقاسی به جای او منصوب شد و حكومت كرمانشاه نیز به یكی از پسرانش به نام سلیمان خان واگذار گردید54.

سرانجام شیخعلی خان به مقام وزارت انتخاب شد. در مورد سال انتخاب شیخعلی خان به وزارت, نظریات مختلف است. شاردن سال مزبور را 1668م1079/ق می داند 55. هم چنین نویسنده ای دیگر, سال انتصاب وی را به وزارت 1079ق عنوان كرده است56.

اعتمادالسلطنه نیز سال مزبور را سنه 1079ق / 1668م57 و عبدالحسین خاتونآبادی این سال را 1080ق دانسته است58. میرزا محمد سعید مشیزی نیز سال انتصاب شیخعلی خان را به وزارت سال 1080ق مطرح كرده است59. منبع دیگری سال 1669م1079/ق را معرفی می كند60.

میرزاحسن فسایی این تاریخ را بسیار بعدتر یعنی 1084ق نوشته است 61. و نویسنده تذكره نصرآبادی كه تاریخ نگارش اثر خود را 108ق62 ذكر كرده است در چندین جا63به صراحت وزارت شیخعلی خان را در زمان نگارش كتاب یاد كرده است.

بحث دربارهء این كه دقیقا كدام یك از تواریخ فوق صحیح است كاری بس مشكل است, چراكه, برخی از آثار فوق در زمان شاه سلیمان تالیف یافته است. اما شاید بتوان صحت یكی از تواریخ مذكور را محتمل تر دانست. تاریخ منقول در وقایع السنین والاعوام و تذكره صفویه كرمان می تواند صحت بیش تری داشته باشد, چراكه منابع مذكور در زمان شاه سلیمان نوشته شده اند و نویسندگان برخی از آن ها در زمان انتخاب مزبور حضور داشته اند. اگرچه سیاحتنامه شاردن و مختصرالتواریخ و تذكره نصرآبادی نیز در زمان شاه سلیمان نگاشته شده اند ولی به واسطه همزمان نبودن حضور شاردن در ایران با زمان انتصاب شیخعلی خان و نیز دوربودن نویسنده مختصرالتواریخ از ایران و عدم تصریح تذكره نصرآبادی به تاریخ انتخاب مزبور, تواریخ مكتوب در منابع مذكور چندان صحیح به نظر نمی رسد.

بعلت انتخاب شیخ علی خان به وزارت در اوضاع زمانه ایران نهفته است, چراكه دورهء مورد بحث دورهء آشفتگی اوضاع بود كه ناامنی از هر حیث همه جای مملكت را فرا گرفته بود. این ناامنی و خرابی اوضاع به قدری شدت داشت كه منجمین به هنگام انتصاب شیخعلی خان به وزارت عظمی دوره وزارت وی را یك سال پیش بینی كردند64.

آشفتگی مرزهای ایران در شرق به واسطه تهاجمات ازبك ها و ناامنی مرزهای غربی به واسطه شورش ها و غارت های كردها بیش ترین تاثیر را در انتخاب شیخعلی خان داشت.

اگرچه وی بارها توانایی خود را در منكوب كردن و دفع حملات ازبكان نشان داده بود و از طرف دیگر كرد بودن و وفاداری و دینداری و صداقت وی عواملی بسیار موثر در فروكش كردن شورش های كردها می توانست داشته باشد. ظاهرا همان گونه كه عزل فتحعلی خان داغستانی لزگی از وزارت عظمی توسط شاه سلطان حسین منتهی به شورش لزگیها شد65, انتصاب شیخعلی خان كه كرد بود و نیز دارای ایلی قدرتمند به عنوان پشتوانه بود نیز می توانست شورش را در مرزهای غربی فرونشانده و یا از شورش آن ها پیشگیری نماید.

این شورش كردها از زمان عباس دوم در مرزهای غربی بحرانی جدی ایجاد كرده بود. شاه عباس می كوشید این بحران را با گفت و گو و روش صلحآمیز فرونشاند66. اما به نتیجه ای نرسید. اما شیخعلی خان توانست امنیت را نه تنها در غرب بلكه در مرزهای شرقی نیز برقرار كند. در این كه شیخعلی خان به هنگام انتصابش به وزارت دارای مقام امیرآخورباشی جلو و یا تفنگچی آقاسی بود اقوال مختلف است. میرزاحسن فسایی و محمدحسن خان اعتمادالسلطنه شیخعلی را به هنگام انتصابش به وزارت عظمی صاحب مقام امیرآخورباشی جلو می دانند67. اما نویسندگان خلاصه السیر, از شیخ صفی تا شاه صفی و تذكره صفویه كرمان مطالبی نگاشته اند كه از مطالعه آن ها می توان فهمید كه شیخعلی خان به هنگام رسیدنش به مقام وزارت عظمی نمی توانسته امیر آخورباشی بوده باشد, زیرا اولا: میرزا محمدسعید مشیزی خود در كتابش تصریح كرده است كه شیخعلی خان به هنگام رسیدن به مقام وزارت عظمی دارای مقام تفنگچی آقاسی بود. ثانیا در منابع پیش تر آمده است: شیخعلی خان كه در سال 1047 به مقام امیرآخورباشی جلو رسیده بود68 در سال 1049ق به امارت ایل زنگنه رسید و برادرش نجفقلی بیك به جایش امیرآخورباشی جلو شد69.

بنابراین شیخعلی خان به سال 1080ق كه به وزارت رسید نمی توانسته مقام امیرآخورباشی جلو داشته باشد. شیخعلی خان پس از رسیدن به وزارت, تمام كوشش خود را صرف اصلاح و انتظام امور نمود. اما به علل گوناگون, سرانجام تقریبا پس از دوسال وزارت از طرف شاه سلیمان معزول و خانه نشین شد70. سال عزل شیخعلی خان 1082ق ذكر شده است71. علت ظاهری عزل وی را از وزارت, مخالفت وی با شراب خواری شاه یا حداقل عدم همراهی با شاه در شراب خواری دانسته اند72. در میان منابع تنها نویسندهء نامعلوم مختصر التواریخ است كه عزل وی را از وزارت, برعكس اقوال متداول, در كثرت افراط و پی تعیش در لهو و لعب شیخعلی خان نوشته است. بدیهی است این قول ابدا نمی تواند صحت داشته باشد. اگرچه, همان گونه كه در مبحث ویژگی های اخلاقی شیخعلی خان خواهیم گفت بدیهی ترین و مشخص ترین ویژگی اخلاقی شیخعلی خان بر طبق همه منابع موثق, مخالفت وی با میگساری و شراب خواری بوده است.

در مورد علت عزل شیخعلی خان روایتی دیگر نیز هست كه جای تامل دارد. این روایت توسط نماینده كمپانی انگلیس در ایران نقل شده است. او خبر داده است كه شاه سلیمان در یكی از حالات مستی به كوركردن یكی از برادران خودش فرمان داده بود. ملكه مادر با نظر او مخالفت می كند اما این عمل مادر, خشم شاه را برمی انگیزد. چنان كه شاه شمشیر می كشد و مادرش را زخمی می كند و به دستور پسرش شاه سلیمان از درمان او خودداری می كنند. او نیز با پرت كردن خود از بالای بام, اقدام به خودكشی می كند.

در این هنگام شیخعلی خان به این عمل شاه اعتراض می كند و شاه خشمگین شده و او را از وزارت عزل كرد74.

در ایام غیبت وی از وزارت, هرگز صدراعظمی به جای وی منصوب نشد74. شاردن می نویسد كه در ایام فترت مزبور سه نفر از بزرگان دربار متعهد به اداره امور وزارت عظمی بودند75.

به نظر می رسد در ایام غیبت شیخعلی خان از وزارت قسمت عمده كارهای مربوط به وزارت را كیخسروخان تفنگچی آقاسی انجام می داد و میرزاصادق مستوفی الممالك به امور دادوستد دفتری می پرداخت و كیخسرو بعدها وظیفه وی را نیز ضمیمه خود نمود و به این وسیله به اقتدار خود افزود76.

به نظر می رسد كه مقصود شاه سلیمان از عزل شیخعلی خان هرگز عزل قطعی و همیشگی وی نبوده باشد. چه اولا: به جای او اعتمادالدوله ای انتخاب نكرد. ثانیا: شیخعلی خان در طول مدت غیبت خود گاه گاهی به حضور شاه می رسید, چراكه او را از حضور در دربار و حرم محروم نساخته بودند77.

سرانجام ایام فترت به سرآمد و شیخعلی خان (در سنه 1083ق) نواب اشرف را به نوازشات خسروانه اختصاص داد78. و از طرف خود با عزت و اكرام و افتخار به كار خویش منصوب نمود و پس از آن دیگر شاه به نوشیدن شراب وادارش نكرد79.

مرحله دوم وزارت وی كه از سال 1083ق آغازشده یكی از طولانی ترین ادوار وزارت در تاریخ صفویه بود. شیخعلی خان در طی این مدت طولانی اختیارات زیادی در اداره كشور كسب كرد و به این وسیله تاسیسات و اصلاحات اساسی در ساختارهای متعدد حیات اداری, اقتصادی, نظامی و سیاسی كشور به وجود آورد.

ویژگی های شیخعلی خان

توصیفاتی كه در برخی منابع مربوط به عصر صفوی در مورد ویژگی های اخلاقی شیخعلی خان وجود دارد, به اتفاق مبین نكات غالبا مثبت در وی می باشند. آن چه در مورد وی بیش تر نقل شده است دلبستگی های مذهبی وی می باشد. او حتی ظاهر خود را برخلاف رسم دربار به شكل یك مسلمان معتقد درآورده بود. شیخعلی خان شخصیت بسیار عاقل, باهوش و فوق العاده متفكر و مدبر و كامل العیار بود80. قد و قامت شیخعلی خان فوق العاده متناسب و رشید و شایان توجه بود صورت و سیمایش نیز جلوهء بسیار خوب و خوشی داشت قیافه او از حیث برازندگی عدیم النظیر به نظر می رسید. آرامش مدام و ملایمت از چشمان روشن و رخسار ساده اش تجلی می كرد به طوری كه به هیچ وجه آثار و علائم اشتغال خاطر كه در قیافه اغلب وزرای اعظم مشاهده می شد در صورت وی دیده نمی شد. در سیمایش نشانه های یك اندیشه آرام و آزاد و قادر به كف نفس كامل و مسلط بر خویشتن نهان بود به طوری كه اگر كسی قبلا او را می شناخت به هیچ وجه نمی توانست وی را مصدر مهمات و معضلات یك امپراتوری عظیم و وسیعی بداند.

 كسانی كه او را می شناختند خوارق عاداتی از زندگی ساده و مختصر وی حكایت می كردند. موثقین اظهارداشتند كه باطن و ظاهر این شخصیت كاملا یكی بود و چنان كه در گفتار و كردار و صورت و سیمای وی هیچ گونه آثار تكبر و تبختری مشاهده نمی شد, روح و مغز و قلبش نیز خالی از هرگونه آلایش بود. مشاهده پوشاك و مطالعه اوضاع منزل و بالاخره ملاحظه سفره وی, این حقایق را مثبت و مسلم می داشت81.

او به عكس دیگر درباریان دارای مكحاسنی خاكستری رنگ و تقریبا بلند بود و به هیچ وجه طبق رسم روز با خضاب به رنگ سیاه درنمیآورد82. شیخعلی خان مردی دیندار و خداترس و پرهیزكار بود. وی فقط یك زن داشت و از عیش و عشرت بیزار بود. او شمی قوی برای عدالت داشت و رشوه نمی گرفت83 و از تجمل طلبی رایج بیزاربود. هنگامی كه بر اسب می نشست فقط چندتن معدود ملازم همراه خود داشت و در آن هنگام جامه ای ساده ولی زیبا و با سلیقه برتن می كرد84. او فساد ناپذیر بود, به طوری كه زیربار هیچ گونه توصیه, تحفه, هدیه و رشوه ای نمی رفت 85. شیخعلی خان در كتیبه ای كه از خود به جای گذاشته نوشته است كه دو قریه از املاك خود را جهت مصارفی نظیر تعمیر كاروانسرای بیستون وقف كرده است86. شیخعلی خان به اعتدال و نظم پای بند بود. با تنجیم و پیش گویی آینده از روی كواكب مخالف بود87. وی حتی در هشتادسالگی88 نیز فردی ارزنده و سواری خستگی ناپذیر بود. بر كار بسیار خوب تسلط داشت و به لحاظ جسمی و فكری از عهده آن بر میآمد89.

از ویژگی های دیگر وی كه همه منابع مربوطه آن را تصریح نموده اند, خودداری شدید او از شراب خواری است. وی به این جهت عمدتا با شاه اختلاف داشت. او فردی مذهبی و دیندار بود و دستورهای دین را طابق النعل بالنعل مراعات می كرد90. شاه سلیمان بارها به این جهت شیخعلی خان را مورد توهین و اذیت قرارداد. اما وی هیچ گاه تسلیم خواسته های منافی مذهب او نشد و پیوسته با شجاعت عجیب با این تمایل شاه مخالفت كرد. چنان كه یك بار شاه شدیدا به پر و پای او پیچید توضیح آن كه:

شاه كه مست و مخمور بود و آرایش صورت صدراعظم خویش را مطابق دربار نمی دید دستورداد ریش او را مثل ریش دیگر درباریان كوتاه كنند91. شیخعلی خان به این جهت بدون كسب اجازه از شاه, دربار را ترك گفت92. شاه وی را به دربار احضارنمود و سپس دست خود را به سوی وی درازكرد و قول داد كه به جبران و تلافی توهینات وارد به شخص و مقام وزارت عظمی بكوشد93. با این حال آزار و اذیت شاه سلیمان نسبت به شیخعلی خان تمامی نداشت. چراكه, پادشاه به هنگام مستی از خود بی خود می شد و آن گاه شروع به سربه سر گذاشتن و دست انداختن شیخعلی خان می نمود و علت آن هم عدم همراهی شیخعلی خان با شاه در خوردن شراب بود. روزی شاه سلیمان سخت مست و مخمور بود جام شراب را به شیخعلی خان داد و او را دعوت به نوشیدن كرد, وزیر از خوردن شراب امتناع ورزید و اعلی حضرت به ساقی دستورداد كه باده را در بینی وزیراعظم بریزد و این كار انجام شد94. وزیر, نه تنها از خوردن شراب خودداری كرد و در مقابل فرمان شاه در این مورد مقاومت كرد بلكه بعضا شاه را نیز نصیحت می كرد95.

شاه سلیمان از شراب نخوردن شیخعلی خان به قدری دلگیر و خشمگین بود كه یك بار ضرباتی نیز حواله وزیراعظم كرده بود. به دستور شاه چندین بار سروصورت و لباس و پوشاك وی را با شراب آلوده ساختند و از این قبیل بدرفتاری ها در موقع مستی نسبت به او بسیار اتفاق افتاد96. به هرحال مقاومت شدید وزیراعظم و ایمان قوی وی و نصایح او سرانجام شاه را ملایم تر ساخت و حتی او را آن چنان تحت تاثیر قرارداد كه شاه سلیمان به قید سوگند وعده فرمود كه دیگر مثل سابق می خوارگی نكند97.

مذهب شیخعلی خان

شیخعلی خان شیعه ای مومن بود. البته به گفتهء كمپفر: گویا او98 پنهانی از طرفداران اهل سنت باشد.99 كه این ادعا قابل پذیرش نیست. در تاریخ مشاهده می شود كه معمولا شاهان و وزیران از یك مذهب برخوردار بودند. به طوری كه خواجه نظام الملك به اهمیت هم مذهب بودن شاه و وزیر تاكید بسیار كرده است و هم مذهب نبودن این دو را عیب بزرگ دانسته است كه ضرر آن متوجه دستگاه حاكم است100. بنابراین گروهی شیخعلی خان زنگنه را وزیری سنی مذهب دانسته اند كه ظاهرا درست به نظر نمیآید, زیرا گذشته از دلایل دیگر در رد این ادعا, شاه سلیمان زیرك و عاقل بود و به عنوان یك پادشاه شیعه و از سلسلهء سادات نمی توانست وزیری سنی اختیاركند و در انظار عامه به وزیری كه دارای مذهب سنی باشد اعتماد كند. از آن جا كه زنگنهء به جامانده در عراق دارای مذهب سنت بودند, ممكن است برخی چون كمپفر به این توهم افتاده باشند كه شیخعلی خان نیز دارای مذهب اهل سنت بوده است. البته چنان كه گذشت این قول, نمی تواند صحت داشته باشد. زیرا اولا: كمپفر كه چنین مطلبی آورده است خود با تردید ابراز نظر می نماید. هم چنین به واژه پنهانی متوسل می شود كه نشان دهندهء شایعه یا اتهام و جعل است. و مخالفین وزیر, این سخنان را به كمپفر گفته اند و او نیز باوركرده و در كتاب خود نوشته است. ثانیا: افراد ایل زنگنه كه عراق را ترك كردند و به خدمت شاه اسماعیل شیعه مذهب درآمدند نمی توانستند از اهل تسنن باشند و مسلما وقتی تصمیم گرفتند به كمك شاه اسماعیل بروند مذهب دیرین را رهاكرده و به مذهب جدید روی آورده بودند. چنان كه نوشته اند:

ایل زنگنه و بنی اسد در كنار شاه اسماعیل دارای سابقه و سند مذهبی می شوند.101 اگرچه كمپفر انتساب شیخعلی خان را به مذهب اهل سنت با تردید اظهار داشته است و نیز با آوردن لغت پنهانی عدم صحت این ادعا را بیش تر نشان داده است, با این حال علل مطرح شدن چنین ادعایی كنجكاوی فرد را برمی انگیزد. از آن جا كه شیخعلی خان به واسطه قدرت فزاینده اش مخالفان زیادی در دربار و حكومت داشت, بعید نیست كه این شایعه از طرف آن ها مطرح شده باشد. هم چنین ممكن است كمپفر به این جهت چنین مطلبی نوشته باشد كه شیخعلی خان با تقاضای مكرر سفرای اروپایی مبنی بر اعلان جنگ از سوی ایران به عثمانی سنی مذهب مخالفت كرد و كمپفر نیز مانند دیگران این مخالفت را حمل بر هم مذهبی و هم كیشی كرد. غافل از آن كه ایران طبق قرارداد زهاب با دولت عثمانی موارد اختلاف را حل كرده بود و دیگر لزومی به جنگ های پرخرج نمی دید. گذشته از همه این ها چنان كه گذشت بدیهی است فردی چون شاه اسماعیل اول كه مروج شیعه در ایران و دشمن عثمانی های سنی بود نمی توانست در ركاب خود تعداد زیادی سنی مذهب داشته باشد و در زمان شاه سلیمان هم كه علمای شیعه قدرت عظیم یافته بودند نمی توانستند یك وزیر سنی مذهب را تحمل بنمایند.

قدرت و اختیارات شیخعلی خان زنگنه

برای شناخت میزان اقتدار و اختیار شیخعلی خان زنگنه بایستی به منابع مربوطه مراجعه كرد. كمپفر و شاردن برای تعیین میزان قدرت وزیراعظم وقت102 ابتدا از لغت اعتمادالدوله و وزیراعظم آغازمی كنند. كمپفر می نویسد: این هردو حاكی از بزرگ ترین منصب دولتی است.103 شاردن می نویسد: نخستین شغل كشور, شغل صدراعظمی است كه وی را اعتمادالدوله می نامند و كلمه ای مركب به معنای مایه اطمینان دولت و نیز عمید و عماد به معنای تكیه گاه و ستون دولت است104

قدرت شیخعلی خان بسیار زیاد بود و این را می توان كرارا در تذكره صفویه كرمان دید. بارها اتفاق افتاد كه شیخعلی خان, حتی پس از صدور حكم شاه مبنی بر امری, آن را به واسطهء نفوذ خود دگرگون می ساخت و یا قبل از آن كه شاه حكمی را صادركند با دادن نظر مشورتی خود شاه را متقاعد به پذیرفتن نظر خود می كرد105. هم چنین او بارها با پادرمیانی خود جان افرادی را كه مغضوب شاه واقع شده بودند نجات داد106.

این ها گویای مقام و اعتبار بالای وزیر مزبور نزد شاه بود.

از محتوای بعضی از مطالب كمپفر می توان فهمید كه در دوره وزارت شیخعلی خان بعضی امور حتما می بایستی فرمان شخصی شاه بر آن ها صادر شده باشد تا به مرحله اجرا درآید و بعضی هم می توانستند بدون امر مستقیم شاه صرفا با امر مستقیم وزیراعظم به اجرا درآیند. لذا وزیر ناگزیر بود كه پیوسته در نزدیكی كاخ باشد و حتی منزل او هم جنب كاخ قرارداشت تا به این وسیله انجام بعضی امور كه منوط به فرمان شاه بود معوق نماند. هم چنین می فهمیم كه حتی آن امر و فرمان مختص شاه نیز اساسا از چهارچوب منظر وزیراعظم توسط شاه صدور می یافت107. شیخعلی خان تمام حكام ایالات و ولایات را تعیین می كرد و مقامات عالی رتبه نظامی را هم او انتخاب می كرد. هم چنین فرماندهان نظامی كه به میدان جنگ مامور می شدند همگی با نظر وی تعیین می شدند یا لااقل وی وسایلی برمی انگیخت تا شاه, این مناصب را به هركسی كه می خواهد بدهد108.

كمپفر حتی شیخعلی خان را به عنوان دارنده مقام نیابت سلطنت معرفی می كند109. و اعمال سایر حقوق خاص پادشاهی را به دست وی می داند110. تمام بار مملكت بر گردهء شیخعلی خان بود و شاه خود با فراغت و بدون معرفت به اوضاع عمومی و كشوری به زندگی خاص خود ادامه می داد111. كمپفر می نویسد كه او در باطن قدرت سلطنتی را اعمال می كند. و شاه فقط در ظاهر صاحب و واجد آن است112.

شیخعلی خان نماینده یا نایب كل شاه در كلیه امور شاه و كشور بود هیچ دستور شاه ولو به هر مهری جز با تایید و مهر وی معتبرنبود113. سانسون مالیه, تجارت و روابط خارجه را زیر نظر شیخعلی خان می داند و او را نایب السلطنه كشور معرفی می كند114. شیخعلی خان همهء امور مملكت را مستقلا و به صلاحدید خود انجام می داد و در موارد سخت یا كارهایی كه پایانی تردیدآمیز داشت وی آن را با ناظر و واقعه نویس و با فرماندهان قشون مورد مشورت قرارمی داد115. وی در مواقع غیرضروری و كم اهمیت به شاه رجوع نمی كرد هم بدان جهت كه خود اختیار انجام آن ها را از شاه گرفته بود و هم این كه شاه را از آسایش محروم نسازد. اما در مواردی كه اهمیت امر حضور وی را برای طرح مسائل لازم می دانست مستقیما به نزد شاه می رفت116.

با توجه به قدرت فراوان شیخعلی خان طبیعی بود كه دشمنان متعددی داشته باشد كه بكوشند تا او را از مسند وزارت به زیر كشند. خود پادشاه نیز ممكن بود به واسطه قدرت زیاد او از وی بیمناك شود. قدرت و اعمال وزیراعظم به طرق مختلف به اطلاع شاه می رسید. وزیراعظم و موقعیتش همچنین ممكن بود از طرف خواجه سرایان و زنان حرم مورد تهدید قراربگیرد117. این گروه به علل گوناگون ممكن بود با وزیر مخالف باشند. اما در مورد شیخعلی خان مورد اخیر اصلا مصداق نداشت كه در ادامه بدان پرداخته خواهدشد. یك طریق دیگر به غیر از نصب جاسوسان و كارگزاران ظاهرا زیردست, وزیراعظم برای كنترل اعمال او, ایجاد نوعی رقابت و چشم و هم چشمی در بین دیوانیان بود. شیخعلی خان به واسطه زیركی كه داشت از وسایل مختلف برای حفظ و تداوم قدرت خود بهره گرفت. او مراقب بود كه كسی شاه را بر ضد او تحریك نكند. چه با توجه به قدرت بسیاری كه وزیراعظم در همه امور داشت اغلب اتفاقات نامطلوبی را كه در اطراف و اكناف رخ می داد می شد با توسل به تهمت و افترا آن را به حساب عدم لیاقت و بی كفایتی وزیراعظم گذاشت. هم چنین بسیاری از بزرگان و اعیان كه به دست یا دستور وی مجازات شده بودند به هیچ قیمت حاضر نمی شدند كم ترین فرصتی را برای گرفتن انتقام ازدست بدهند118.

شیخعلی خان از نزدیك شدن هرچیز و هركس به شاه كه ممكن بود به نحوی موجب كدورت خاطر او را فراهمآورد جلوگیری می كرد. پیك هایی كه حامل اخبار ناخوشی بودند هرگز اذن دخول به داخل قصر را نمی یافتند119. چراكه این گونه اخبار ممكن بود شاه را نسبت به مدیریت او دچار تردید نماید. وی هم چنین می كوشید به افرادی كه دشمن او بودند اجازهء ارتقا به مقام بالاتر داده نشود تا مبادا به این وسیله به شاه دسترسی داشته باشد و بتواند از وزیر بدگویی كند120. شیخعلی خان هم چنین كوشید تا تمام بستگان و دوستان خود را منصب و مقامی دهد و به این وسیله اداره بسیاری جای ها و كارها را توسط معتمدین خود انجام دهد121.

بدیهی است این خود یكی دیگر از راه های تلاش برای حفظ و تداوم حیات سیاسی بود. با مطالعهء تذكره صفویه كرمان كرارا نفوذ ایل زنگنه و خانوادهء شیخعلی خان را در كلیه مهمات حیاتی ایالات كرمان شاهدیم كه این البته می تواند نمونه ای برای تعمیم به سایر ولایات نیز باشد122. شاید یكی دیگر از راه های افزایش و تداوم قدرت شیخعلی خان دستورالعمل های منجمین به شاه سلیمان بود. همان طوری كه شیخعلی خان نسبت به پیشگویی های منجمین بی اعتنا بود, در عوض شاه بدان سخت پای بند بود پس, گه گاه منجمین مصلحت را در آن می دیدند كه شاه برای مدتی طولانی از دخالت در امور و ظاهرشدن در انظار عمومی خودداری كند. چنان كه در یك مورد به دنبال حادثه ای منجمین به شاه گفتند: ناسازگاری كواكب به این زودی ها برطرف نخواهدشد پس باید به شاه توصیه كرد كه چند ماهی كاملا از كار كناره بگیرد1 در این فاصله او نباید در ملاعام ظاهرشود و نباید مهمانی بدهد و اصولا به هیچ كار مخصوص جالب توجهی نباید دست بزند.123 بدیهی است در ایام غیبت شاه از امور, شیخعلی خان تنها كسی بود كه می توانست امور را با قدرت مطلق اداره نماید.

یكی از علل عمده تداوم حیات سیاسی شیخعلی خان زنگنه حمایت مادر شاه از او بود. شاردن می نویسد:

مادر شاه همواره با غالب وزیران و صاحب منصبان حكومت, به نسبت زیركی و اعتبار خود روابط پنهانی و كمابیش مهمی دارد.124 این حمایت مادر شاه از شیخعلی خان را می توان از روایتی كه نماینده كمپانی انگلیسی در ایران نقل كرده است فهمید125. با نگاهی به جریان وزارت ساروتقی و سرانجام او, به سهولت می توان نوعی رقابت را بین دستگاه وزارت و حرم از یك طرف و سپاهیان قورچی از طرف دیگر مشاهده كرد.

ظاهرا رقابت شدید بین سپاهیان قورچی و دستگاه وزارت و نیز, حرم شاه كه به تدریج در اختیار مطلق زنان گرجی و چركسی قرار گرفته بود سرانجام دستگاه وزارت و حرم را در مقابل دشمن واحد كه همان قورچی ها باشند به هم نزدیك كرد. تقابل شدید این دو جناح را در دورهء وزارت ساروتقی شاهدیم126. تا این كه این پیوند در ایام وزارت شیخعلی خان بین حرم و وزیراعظم حالت تثبیت شده به خود گرفت. بنابراین اقتدار و قدرت شیخعلی خان هم چنان تا آخرین روزهای حیاتش در اوج قرارداشت و هیچ توطئه و دشمنی نتوانست قدرت او را تهدید نماید.

پایان كار شیخعلی خان

شیخعلی خان در طول بیست سال وزارت خود كارهای بزرگی انجام داد و كشور را از لحاظ اداری, اقتصادی, نظامی و سیاست خارجی127, حیاتی نو بخشید و سرانجام پس از حدود بیست سال وزارت در سال 1100ق رحلت نمود. البته در مورد تاریخ دقیق فوت وی اقوال مختلفی است. خاتونآبادی دو تاریخ ارائه داده است. در یك جا تاریخ فوت وی را 1099ق128 و در جای دیگر 110ق آورده است129. مرعشی صفوی نیز سال 1092ق130 و نویسنده تذكره صفویه كرمان سال 1100ق را زمان فوت شیخعلی خان می نویسد131. و میرزاحسن فسایی سال 1099ق را ذكر می كند132. نویسندهء تاریخ منتظم ناصری سال 110ق1689/م را به عنوان سال مزبور معرفی می كند133.

به نظر می رسد در میان اقوال مزبور تنها قول نویسنده تذكره صفویه كرمان صحیح تر باشد چراكه نویسنده آن حوادث را دقیقا مطابق آن چه كه خود دیده و شنیده است در ذیل حوادث هر سال به طور جداگانه نوشته است.

پی نوشت ها:

1. منتخب التواریخ: به نقل از: محمد علی سلطانی, ایلات و طوایف كرمانشاهان, ج2, ( ناشر مولف, 1320) ص649.

2. میرزاسمیعا, تذكره الملوك, محمد دبیر سیاقی (تصحیح) امیركبیر, 1368, ص25.

3. امیر شرف خان بدلیسی, شرفنامه, (تصحیح) محمد عباسی, موسسه مطبوعاتی علمی, 1364, ص14ـ423.

4. Like Rudi mathee ; Aministrative: stability and change in late -17th- century iran:The case of shaykh zanganah (1669-89); INT.J. middle east studies. 26(1994);p.80.

ك. توحدی, حركت تاریخی كرد به خراسان, ج2, چاپخانه دانشكده مشهد, 1364, ص101.

5. معین الدین نطنزی, منتخب التواریخ, به نقل از محمدعلی سلطانی, ج2, ص649.

6. نلدكه به نقل از محمدعلی سلطانی, ج2, ص248.

7. محمدعلی سلطانی, ج2, ص648.

8. مردوخ, تاریخ كرد ج, كتابفروشی غریقی, سنندج, ص94.

9. شرفخان بدلیسی, پیشین, ص43.

10. ك. توحدی, همان, ج2, ص103.

11. شرفخان بدلیسی, همان, ص431.

12. محمدعلی سلطانی, ج2, ص641.

13. همان, ج2, ص650.

14. توحدی, همان, ج2 ص6.

15. شاه اسماعیل دوم آینده.

16. همان, ص6.

17. همان, ص137.

18. همان.

19. قرن یازدهم ق.

20. رهر برن, نظام ایالات در دورهء صفویه, كیكاوس جهانداری (ترجمه) بنگاه ترجمه و نشر كتاب, 2375, ص11.

21. ملاجلال الدین منجم, تاریخ عباسی یا روزنامه ملاجلال, سیف الله وحیدنیا ( تصحیح) وحید, 1366, ص245.

22. م. سلطانی, ج2, ص653.

23. ك. توحدی, همان, ج2, ص113.

24- R.Mathee ; Ibied ; p.80 .

25. سیدحسن بن مرتضی حسینی استرآبادی, از شیخ صفی تا شاه صفی, احسان اشراقی ( تصحیح) چاپ اول: علمی, ص257 محمد معصوم بن خواجگی اصفهانی, خلاصه السیر, علمی, 1368, ص246.

26. م. اصفهانی, خلاصه السیر, ص250.

27- M.Rudi Administrative …p.95 .

28. كرمانشاهان باستان از آغاز تا آخر سده سیزدهم1, چاپخانه وزارت فرهنگ و هنر, ص30ـ129. م.سلطانی, ج2, ص657.

29. م. اصفهانی, خلاصه السیر, ص96.

30. همان, ص286 حسینی استرآبادی, از شیخ صفی تا شاه صفی, ص259.

31. كرمانشاهان باستان از آغاز تا آخر سده سیزدهم ق, ص30ـ129.

32. محمدطاهر وحید قزوینی, عباسنامه, ابراهیم دهگان (تصحیح) كتابفروشی داودی اراك, 1329, ص182.

33. م. اصفهانی, ص86.

34. نك: م. قزوینی, همان, ص133 ولی قلی بن داود قلی شاملو, قصص الخاقانی سیدحسن سادات ناصری (تصحیح) ج, وزارت ارشاد, 137, ص1449 و2ـ 451.

35. م. وحید قزوینی, عباسنامه, ص26 میرزا محمدطاهر نصرآبادی (تصحیح) وحید دستگردی, كتابفروشی فروغی, 136, ص26.

36. و. شاملو, همان, ج, ص292.

37. همان, ص351.

38. همان, ص422.

39- M.Rody;admimtrative…Ibid.p.80

40. كرمانشاهان باستان از آغاز تا سده سیزدهم هجری قمری, ص12.

41. محمدطاهر وحید قزوینی, عباسنامه, ص227.

42. مجله یادگار, ش9, ص11.

43. عبدالحسین خاتونآبادی, وقایع السنین والاعوام, محمدباقر بهبودی (تصحیح) نشر اسلامی, 1352, ص530 عبدالحسین نوائی, اسناد و مكاتبات ایران (از 1038 تا 1105) تهران, بنیاد فرهنگ ایران, 1360, ص245.

44. ح. حسینی استرآبادی, از شیخ صفی تا شاه صفی, ص257 م.خواجگی اصفهانی, خلاصه السیر, ص264, كرمانشاهان باستان از آغاز تا آخر سده سیزدهم1, ص129ـ130.

45. م.خواجگی اصفهانی, همان, ص286 حسینی استرآبادی, همان, ص259.

46. محمدطاهر وحید قزوینی, عباسنامه صR,Mathee ; Administrative,…Ibid,p.80 .182

47. كرمانشاهان باستان از آغاز تا آخر سده سیزدهم هـ.ق, ص12.

48. م.وحید قزوینی, عباسنامه, ص182.

49. محمدحسن خان اعتمادالسلطنه, مطلع الشمس, ج, فرهنگسرا, 1362, ص622.

50ـ م.وحید قزوینی, عباسنامه, ص227.

51- Rudi Mathee ; Administrative…;Ibid;p.80.

52. ژ. شاردن, سیاحتنامه شاردن, ترجمه محمد عباسی, امیركبیر, ج8, ص158.

53. ژ. شاردن, ج9, ص181.

54. همان, ج9, ص209. 

گرفته شده از وبلاگ ديپلمات

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: