شعری از شاعر زندانی علیرضا سپاهی برای شهدای هشت سال دفاع مقدس

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

برای شهدای هشت سال دفاع مقدس  روحشان شاد و یادشان گرامی

شعری از علیرضا سپاهی لایین نویسنده و شاعر منتقد کُرد شمال خراسان که از 8 مُرداد در بازداشت است

…واکنون به خاطر بیاور شبی را که آن قوم روشن به دریا نشستند 

به خاطر بیاور که آنان چه عریان نشستند وبر موج ها راه بستند

واکنون به خاطر بیاور که آنان چه غمگین و آشفته رفتند تا دور

چه مجنون ومردانه رفتند آن خاطرات بزرگی که دردوردستند

مگرمی توانی به خاطرنیارورد آن نازنینان ناگاه خونین صدا را

که یک شب سکوت زمین را درآن اوج تاریک مثل شهابی شکستند؟

واکنون چه اکنون تلخی که درصخره ی ساحلی می دود موج قرمز

به دنبال آن قوم غمگین که از یاد این آشنایان فراموش هستند!

واکنون شبی بال گسترده بر آسمان ای دیروز آبی – من اما

از آن شاعرانم که خورشید راوقتی از آسمان رفت هم می پرستند!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: