هر هفته با داستانی از کلیله و دمنه با ما باشید

به قلم سورنا لطفی نیا
کتاب کلیله و دمنه چیست؟
يكي از كتاب‌هاي بزرگ در ادب پارسی، «كليله و دمنه» است. اين كتاب ادبي، اخلاقي، از همان آغاز نگارش تا به امروز، بر بسياري از نوشته‌هاي ديگر كه در گستره‌ي ادب، اخلاق و داستان نوشته شده‌اند اثرهای بزرگي گذاشته است. نام نخستين اين كتاب «پنج تنتره» بوده است كه در زبان «سنسكريت» به معناي پنج بخش، است. زيرا كليله و دمنه‌ي نخستين، پنج فصل داشته است. پنج‌تنتره را مردي به نام «بيدپاي برهمن»، در كشور هندوستان نوشته است.
در روزگار ساسانيان، يكي از برهمنان هند به ايران مي‌آيد. بزرگان ايران از وي اين پرسشي را مي‌كنند: «مي‌گويند در كشور هندوستان كوه‌هايي است كه درآن گياهان دارويي روييده مي‌شود كه اين داروها مردگان را زنده مي‌سازد؛ راه به‌دست آوردن آن‌ها چيست؟» برهمن پاسخ مي‌دهد كه: «اين سخن، از رموز پيشينيان است! آن كوه‌ها همانا دانشمندان هستند و آن داروها نيز سخنان آنان است و مردگان نيز همانا نادانان هستند كه با شنيدن سخن دانايان زنده مي‌شوند. اين سخن‌ها در كتابي بزرگ به نام كليله ودمنه گردآمده‌اند و در كتابخانه‌هاي شاهان هندوستان است.»
در سال‌هاي شاهنشاهي انوشيروان، پزشكي نامدار به نام «برزويه» براي به‌دست آوردن اين كتاب راهي هندوستان مي‌شود. او پس از سال‌ها كوشش، اين كتاب را از زبان «پراكريت» به فارسي برگردان(:ترجمه) و به ايران آورد. اصل كتاب كليله و دمنه از بين رفته است. اما برگردان آن كه به‌دست دبيري چيره دست به نام «روزبه پور دادويه (ابن‌مقفع)» به تازي(:عربي) انجام گرفت، در دست است. اين كتاب به زبان‌هاي سرياني، لاتيني، يوناني و… برگردان شده است.
بايد افزود كه نام كتاب كليله و دمنه، از نام دو شغال كه در كتاب آمده، گرفته شده است. گويند رودكي اين كتاب را به نظم در آورد اما مگر چند بيت از آن بر جاي نمانده است.

گروه ادب و هنر امرداد، در هر هفته، داستانی از این کتاب ارزشمند را به زبان ساده روان‌نویسی کرده و به دوستداران ادب پارسی، پیشکش می‌کند:

اكنون داستاني كوتاه از فصل «شير و گاو»

* آورده‌اند كه روزي روباهي در جنگل طبل بزرگي را كه از درختي آويزان شده بود را ديد. هنگامي كه باد مي‌وزيد، يكي از شاخه‌هاي درخت به طبل مي‌خورد و بانگ ترسناكي از آن به گوش روباه مي‌رسيد. چون روباه بزرگي طبل را ديد و بلندي بانگ آن را شنيد، گمان برد كه گوشت آن نيز در فراخور آواز آن باشد. پس به هوا پريد و طبل را از شاخه پايين آورد و پاره كرد، اما چيزي مگر پوست نيافت. پس پشيمان شد و با خود گفت: «ندانستم كه هركجا اندامي بزرگتر و بانگي ترسناك‌تر و بلندتر است، سود آن نيز كمتر است.»

1 پاسخ به “هر هفته با داستانی از کلیله و دمنه با ما باشید

  1. امید 28 دسامبر 2011 در 11:48 ب.ظ.

    دستتان نیشه زور جالب بو x xxxxzxc

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: